روبر مرل نویسنده فرانسوی بود؛ رماننویسی که تاریخ، سیاست، علم و موقعیتهای بحرانی را به داستانهایی پرکشش تبدیل میکرد. او در تبسه الجزایر، در دوره استعمار فرانسه، به دنیا آمد و بعدها در فرانسه زیست و نوشت. تجربه جنگ جهانی دوم و اسارت، در نگاه او به خشونت و قدرت بیاثر نبود. از آثار شناختهشدهاش میتوان به «مرگ کسبوکار من است»، «جزیره» و مجموعه تاریخی «فرانسه» اشاره کرد. او در ژانرهای مختلف مینوشت، اما همیشه به رفتار انسان در فشار علاقه داشت. مرل داستانپردازی خوشریتم بود. میتوانست مسئلهای اخلاقی یا تاریخی را در قالب روایتی بسازد که خواننده را با خود نگه دارد. اهمیت او در ادبیات فرانسه، بیش از هر چیز، در توانایی پیوند دادن سرگرمی و پرسش اخلاقی است. آثارش معمولاً هم خواندنیاند و هم بعد از پایان، فکر را رها نمیکنند. برای خواننده فارسی، روبر مرل نویسندهای است برای مواجهه با تاریخ از مسیر داستان؛ نه کلاس درس، بلکه روایتی که آدم را وسط تصمیمهای سخت میگذارد.
. . آیا من انبازها را غارت کرده ام، لاروکیها را اذیت و آزار کرده ام و به زنها تجاوز نموده ام؟ آیا من بوده ام که ساکنان کورسژاک را تا آخرین نفر قتل عام کردم؟ معهذا کسی که این جنایات را مرتکب شده فولبر با او مثل یک دوست رفتار میکند و مرا که به قول خودش فقط قصد انجام این کار را داشته ام به مرگ محکوم میکند. این است عدالت فولبری، اعدام جزای یک بی گناه و دوستی سزای یک جانی!
قلعه مالویل
روبر مرل