مری شلی در میان چهرههایی قرار میگیرد که آثارشان با یک معرفی کوتاه تمام نمیشود. نوشتههای او از تجربه، مشاهده و تخیل نیرو میگیرند و به همین خاطر میتوانند برای خوانندگان گوناگون معناهای متفاوت بسازند. او در فضایی فرهنگی و تاریخی مشخص شکل گرفته است، اما کارش فقط بازتاب همان فضا نیست. متنهایش معمولاً از مرز زندگی شخصی فراتر میروند و به موضوعهایی میرسند که برای انسان امروز هم ملموساند. لحن و شیوه روایت در آثار او اهمیت زیادی دارد. خواننده با جهانی روبهرو میشود که آهسته ساخته میشود و ارزش آن بیش از هر چیز در جزئیات، نگاه و ریتم روایت پیداست. شهرت او حاصل حضور مداوم در ذهن خوانندگان است، نه فقط چند عنوان شناختهشده. آثارش نشان میدهند چگونه میتوان از موضوعی محدود، تجربهای ساخت که در زبانها و زمانهای مختلف خواندنی بماند. خواندن نوشتههای او اغلب با نوعی مکث همراه است. حتی وقتی روایت پرکشش یا سرگرمکننده است، پشت آن پرسشی درباره انسان، اخلاق، جامعه یا حافظه دیده میشود. برای مخاطب فارسیزبان، آثار او میتوانند پلی آرام به جهان ادبی دیگری باشند؛ جهانی که تفاوتهایش جذاب است و شباهتهای انسانیاش باعث میشود متن نزدیکتر از انتظار به نظر برسد.
مدتها طول میکشد که ذهنمان را قانع کنیم تا بپذیرد کسی که هر روز او را میدیدیم و وجودش جزئی از وجودمان بود، برای همیشه از پیشمان رفته. برق چشمهای عزیزش خاموش شده است و طنین صدای آشنا و گوش نوازش برای همیشه ساکت شده و دیگر آن را نخواهیم شنید. اینها افکار نخستین روزهای مرگ عزیز از دست رفته است، اما با گذشت زمان، نحسی واقعیت آشکار و بعد، تلخی غم واقعی آغاز میشود.
فرانکنشتاین
مری شلی