رمان خارجی

1 زن بدبخت

(An unfortunate woman)

“یک زن بدبخت“ آخرین کتابی است که ریچارد براتیگان دو سال پیش از مرگش به پایان رساند. براتیگان این سفرنامه داستانی را بر اساس تجربه‌های زندگی روزانه‌اش نوشته است. این کتاب داستانی پرکشش است که مانند دیگر آثار براتیگان، انسان آن را یک‌نفس و با لذت می‌خواند و از طنزپردازی نویسنده شگفت‌زده می‌شود. نویسنده در این کتاب با لحن گپ و گفتی دوستانه خوانندگان را در زندگی روزانه خود دخالت می‌دهد، اما فقط تا آن حد که مایل است و صلاح می‌داند.

مروارید
9789641910510
۱۳۸۸
۱۳۶ صفحه
۳۰۹۲ مشاهده
۹ نقل قول
ریچارد براتیگان
صفحه نویسنده ریچارد براتیگان
۱۶ رمان ریچارد براتیگان، نویسنده و شاعر آمریکایی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به طنز، تنهایی، خیال، طبیعت و ضدفرهنگ آمریکایی نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او ...
دیگر رمان‌های ریچارد براتیگان
صید قزل آلا در آمریکا
صید قزل آلا در آمریکا کتاب صید قزل آلا در آمریکا، رمانی نوشته ی ریچارد براتیگان است که نخستین بار در سال 1967 وارد بازار نشر شد. این کتاب، اثری عجیب و منحصر به فرد است که خط داستانی مشخصی در آن به چشم نمی خورد. در عوض، کتاب شامل مجموعه ای از خاطراتی است که در فصل های مختلف، به صورت مقطع روایت می ...
اتوبوس پیر
اتوبوس پیر داستان‌های براتیگان، نویسنده‌ی اثر پرآوازه‌ی صید قزل‌آلا در آمریکا، درست مثل زندگی‌اش شلوغ، رنگارنگ و جذاب است و در عین حال فرار و دست نیافتنی. خواننده برای این که به دنیای آثار او راه پیدا کند باید خود را از هر نوع انتظار خالی کند و شعر و داستان او را به عنوان یک تجربه‌ی غیرعادی و غیر منتظره بپذیرد. شاید ...
بارش کلاه‌مکزیکی
بارش کلاه‌مکزیکی کلاه مکزیکی‌ای از آسمان افتاد و در خیابان اصلی شهر جلوی پای شهردار، پسر عمویش و آدمی بیکار فرود آمد و زن ژاپنی طنز نویس آمریکایی را ترک کرد و طنز نویس آمریکایی آنقدر با شکم گرسنه به غذا فکر کرد که صاعقه یاس از مغزش ژامبون کبابی درست کرد و شهری به هم ریخت و رئیس جمهور ایالات متحده ...
در قند هندوانه
در قند هندوانه امروز صبح در زدند. از نحوه در زدنش می‌شد بفهمم که چه کسی‌ست، و از پل که رد می‌شد صدایش را شنیده بودم. از روی تنها تخته‌یی رد شد که سر و صدا می‌کرد. همیشه از روی آن رد می‌شد. هیچ‌وقت نتوانسته‌ام از این قضیه سر در بیاورم. خیلی فکر کرده‌ام که چرا همیشه از روی همان تخته رد می‌شود، ...
لطفا این کتاب را بکارید
لطفا این کتاب را بکارید زمان آن رسیده تا جمله‌ها را با خاک. و آفتاب را با نقطه‌گذاری. و باران را با افعال درآمیزیم. و کرم‌ها از میان علامت‌های سوال بگذرند. و ستاره‌ها بر اسامی شکوفا بدرخشند. و شبنم. بر بندها بنشیند...
مشاهده تمام رمان های ریچارد براتیگان
مجموعه‌ها