رمان ایرانی

پاییز من بهار تو

نگاهش کرد: شاید به اندازه لازم آنقدر ساده به نظر می‌رسید که بتواند همراه خوبی برای او باشد. اگرچه زندگی همواره در مسیری که ما تصور می‌کنیم جریان ندارد. آدم‌ها در موقعیت‌های مختلف شخصیت‌های متفاوتی بروز می‌دهند: امروز همراه توست و فردا در شرایطی دیگر آدم دیگری است با خواسته‌های متفاوت! با طراوت بهار می‌آید با خزان پاییز رنگ عوض می‌کند.

شادان
9789642919116
۱۳۹۰
۴۶۴ صفحه
۳۶۵۵ مشاهده
۰ نقل قول
نسرین قدیری (کافی)
صفحه نویسنده نسرین قدیری (کافی)
۱۸ رمان نسرین قدیری (کافی)، رمان‌نویس ایرانی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به عشق، خانواده، راز و فراز و فرودهای عاطفی نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد ادبیات چطور می‌تواند از تجربه‌ای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد. مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیت‌ها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آن‌ها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که به متن عمق می‌دهد. از آثار یا زمینه‌های ...
دیگر رمان‌های نسرین قدیری (کافی)
تنها 1 بار پرواز کن
تنها 1 بار پرواز کن
گناه من چیست
گناه من چیست به اتاقم برگشتم و مانند بیمار تب‌داری در رختخواب افتادم. چشمم به روپوش مدرسه‌ام افتاد که عصر همان روز در آورده و آویزان کرده بودم. فردا به جای این پارچه ارمک خاکستری که برازنده حال و روحم بود، باید لباس تافته سفید عروسی را بر تن می‌کردم و آن تاج بزرگ و مسخره را که دهها نگین بزرگ و کوچک ...
رز سیاه
رز سیاه چشم‌هایش را گشود. باروش نمی‌شد هنوز می‌تواند نفس بکشد و زنده است. به محض گشودن چشم‌هایش، چهره مضطرب و ترسان مادرش توجه او را جلب کرد. مادر، تو که مرا دوست داشتی، چرا؟ چرا؟ کلمات در ذهنش نقش بستند ولی توان بیان آن‌ها را نداشت. اما نگاه ملامت‌بار دخترک، اشک ندامت و شرمساری را از چشمان مادرش جاری ساخت. دستی ...
رهایم کن
رهایم کن همان‌طور که می‌نواخت و چشم‌هایش را روی هم گذاشته بود، به آرامی آن‌ها را از هم باز کرد و به صورت دختر جوان دوخت. مشاهده کرد که او هم با اشتیاق و محبت او را نگاه می‌کند و تحت تاثیر آهنگ، چشم‌هایش اشک‌آلود شده است. بعد از دو سال جرئت کرد و چشم در چشم دخترک دوخت و عاشقانه نگاهش ...
نسرین
نسرین قبل از آن که ببیند او را محکم ایستاد و گفت: نه! ولی روزی هم که گفت: آری تاوان حرف‌ها و رفتارهای بسیاری را داد. با خود نجوا کرد: او از عشق چه می‌فهمد که بهایی برایش بپردازد؟ و باز آن هنگام که گفت: نه! استوارتر از قبل ایستاد و گره‌ی تقدیرش را در گوشه‌ای دیگر یافت، آن جایی که هیچکس فکرش را ...
مشاهده تمام رمان های نسرین قدیری (کافی)
مجموعه‌ها