جوان احساس میکرد که در برابر دهشتناکترین فاجعه قرار گرفته است و تا کنون گرفتار نظیر این اشتباه نشده است. این فاجعه، غم پیرزن علیلی است که کسانش برای رفتن به سینما تنها رهایش میکنند .
۶۶ رمان
آلبر کامو، نویسنده، فیلسوف و روزنامهنگار فرانسوی، از چهرههای شناختهشده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در الجزایرِ تحت استعمار فرانسه به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبانهای مختلف گره خورده است.
مسیر کاری او با روزنامهنگاری، تئاتر و اندیشه درباره پوچی و مسئولیت شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرمکننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغههای شخصی او تبدیل شوند.
شهرت او بیش از همه با «بیگانه»، ...
افسانه سیزیف
افسانه سیزیف به نقد مدرنیته و انسان متجدد میپردازد. در واقع، احساس پوچی و شوریدهدلی نتیجه فقدان معنا و گسترش نیست انگاری درون جامعه مدرن است. روند تجدد مابی معاصر افسونزدایی را با خود میآورد و پی دیوارهای پوچی را میریزد. سیزیف (یا مورسو) شاهد و قربانی تکرار کسلکننده زندگی (ماشینی ـ مکانیکی) یکنواخت میباشد و در گرداب ناآرامی و ...
مرد اول
آلبر کامو نویسنده بزرگ فرانسوی در سال 1913 دیده به جهان گشود و توانست در دوران نویسندگیاش به خاطر خلق آثاری که مشکلات و مسائل اساسی بشری را در قالبی نو به تصویر میکشید، در سال 1957 جایزه نویل ادبیات جهان را از آن خویش کند. وی در کتاب مرد اول که در مدت سه سال پایانی زندگیاش مشغول آفرینش ...
کالیگولا
دور و بر من هرچه هست دروغ است و من میخواهم که مردم با راستی زندگی کنند. وسیلهاش را هم دارم تا آنها را وادارم که با راستی زندگی کنند، چون میدانم که آنها چه ندارند. آنها معرفت ندارند. معلمی میخواهند که بداند چه میگوید... در سرتاسر امپراتوری روم تنها کسی که آزاد است منم. بروید و به روم اعلام ...
خطاب به عشق (دفتر دوم)
کتاب «خطاب به عشق» مجموعهای گرانبها از نامههای عاشقانهی آلبر کامو به ماریا کاسارس است که به همت کاترین کامو، جمعآوری شد و در سال 2017 منتشر شد. آلبر کامو یکی از مهمترین فیلسوفان و نظریهپردازان اروپایی است که در سالهای جنگ جهانی دوم و در فضای دردآلود آن زمان، نظریات مهمی در باب تحمل رنج و ادامهدادن زندگی مطرح ...
سقوط
روی پل، از پشت سر قامتی گذشتم که روی جانپناه خم شده بود و به نظر میرسید دارد گذر آب را تماشا میکند. نزدیکتر که شدم، هیکل ترکه و باریک زن جوانی را دیدم که لباس سیاه پوشیده بود. میان موهای تیره و یقه بالاپوشش، فقط پس گردن شاداب و خیسش که من نسبت به آن حساس بودم، دیده میشد. ...