رمان خارجی

شطرنج‌باز

(Le joueur d echecs)

اشتفان تسوایگ گمان می‌کرد که دیگر نخواهند گذاشت آزادانه فکر کند و بنویسد، و پیش از مرگ شطرنج‌باز را نوشته و آن را در کشوی میز خود پنهان کرده بوده و هرگز گمان نمی‌کرده که این رمان بعد ار مرگ او چاپ و در کنار آثار ارزشمند و برجسته ادبیات جهان قرار خواهد گرفت.

محمد مجلسی
دنیای نو
9789641720683
۱۳۹۱
۱۱۲ صفحه
۱۲۱۵ مشاهده
۰ نقل قول
اشتفان تسوایگ
صفحه نویسنده اشتفان تسوایگ
۱۷ رمان اشتفان تسوایگ، نویسنده اتریشی است و نامش با آثاری پیوند خورده که به روان انسان، وسواس، اروپا، تبعید و سقوط تمدن نزدیک‌اند. این معرفی قرار نیست فهرست‌وار باشد؛ مهم‌تر این است که بفهمیم خواننده چرا به سمت کتاب‌های او می‌رود. در کار او، روایت معمولاً از یک نیاز روشن شروع می‌شود: گفتن قصه، ساختن جهان، ثبت تجربه، یا نزدیک شدن به مسئله‌ای انسانی. همین نقطه شروع باعث می‌شود متن فقط اطلاعات ندهد و حال‌وهوایی مستقل پیدا کند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده ...
دیگر رمان‌های اشتفان تسوایگ
جیب‌بر
جیب‌بر ... شهر زیبای پاریس در آن روز بهار هوای طرب‌انگیزی داشت، و رگباری که ساعتی قبل باریده بود به لطافت هوا می‌‌افزود، نزدیک ساعت 10 صبح کم‌کم ابرها کنار می‌رفتند و اشعه زرین آفتاب، درختان سرسبز و ساختمان‌ها را جلوه خاصی می‌بخشید. هنوز دوستانم از ورود من به پاریس اطلاع نداشتند و در آن روز من تنها و بیکار بودم ...
شطرنج باز
شطرنج باز در رمان شطرنج باز می بینیم که آقای ب، بعد از آنکه کتاب خودآموز شطرنج را می رباید، برای کاستن از زجر و عذاب تنهایی و سکوت در سلول انفرادی به شطرنج پناه می برد و زیر و بم ها و ریزه کاری های آن را فرا می گیرد، چنان مفتون و مجذوب این «بازی شاهانه» می شود که احساس ...
نابودی 1 قلب
نابودی 1 قلب
ماری آنتوانت
ماری آنتوانت بیش 100 سال است که هر وقت از ماری آنتوانت سخن به میان می‌آید، گروهی با بدترین دشنام‌ها از او نام می‌برند و عده‌ای دیگر او را ملکه گران‌قدری می‌دانند که معصوم و پرهیزکار بوده، و در نهایت بی‌انصافی او را اعدام با گیوتین محکوم کرده‌اند. و هر دو گروه، دشنام‌گویان و ستایش‌گران، با تعصبی کم‌نظیر نظر و عقیده خود ...
فرار به جنگ
فرار به جنگ از روی نزاکت زیردستانه یا شاید هم به خاطر اینکه مست هستند، چند نفر از کناردستی‌هایم با هر مصرعی بلند می‌خندند. بالاخره نکته واقعا خنده‌داری بازگو می‌کند و تمام میهمانان عربده می‌کشند:«براوو، براوو» اینجا اما قلب مرا سنگینی‌ای فرا می‌گیرد، مانند چنگالی این خنده بلند به قلبم فرو می‌رود. چگونه می‌توان خندید وقتی کسی در حال ناله است و بی‌نهایت ...
مشاهده تمام رمان های اشتفان تسوایگ
مجموعه‌ها