باد سردی وزیدن گرفت و چند برگ زرد پاییزی روی قبرها را پوشاند. همراه با صدای کلاغها که از دور شنیده میشد قلبهامان با تپش سوزناکی مرثیهسرایی میکرد، مرثیهای غمگین برای مرگ مادر.
۳۳ رمان
نیلوفر لاری، نویسنده ایرانی رمانهای داستانی و عامهپسند، از چهرههای شناختهشده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. درباره جزئیات زندگی او اطلاعات عمومی قطعی محدودی در دسترس است و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبانهای مختلف گره خورده است.
مسیر کاری او با نوشتن رمانهای بلند فارسی و روایتهای عاطفی و اجتماعی شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرمکننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغههای شخصی او تبدیل شوند.
شهرت او بیش ...
بهار من باش
ببین چه ساده یخ زد تو قلب خسته امید
نگو فریاد عشق رو کی از حنجره دزدید
طلوعی در میون نیست ندید آفتاب مرد
تو این گستره غم گل زندگی پژمرد...
چلهنشین عشق (مینا و پلنگ عاشق)
از لج تو
دندان به هم سایید و با لج گفت:«اگه قدرشو میدونستی حالا نه فقط پسرعموت همه کست بود... چی بگم که از بیلیاقتیت از دستمون پرید!» عصبانی و برافروخته از حرفهای گزنده مادر، با دلخوری گفتم:«همچین آش دهنسوزی هم نبود! مگه کجا رفته؟ یا رفته شمال یا رفته اروپا... فوق فوقش دو هفته دیگه برمیگرده! چقدر بیخودی شلوغش میکنین مامان؟» صاف ...