رمان ایرانی

جایی دیگر

عمو جان در جایی خوانده بود که تمام اتفاقات عالم به هم مربوط است. خواسته بود در این باره اظهار فضل کند اما بهش مجال حرف‌زدن نداده بودند. ولیکن، برای یک بار در زندگی حرفش درست بود و آن‌ها که سر میز شام گرم خوردن بودند نفهمیدند که چه نخ‌های نازکی از هر کلمه، از هر برخورد آنی، از هر حادثه جزئی، آویزان است و چه‌گونه این رشته‌ها، مثل الیاف رنگین فرشی کیهانی، در هم تنیده‌اند. اگر آن پشه ناچیز، در آن شب کذایی، پای امیرعلی را نگزیده بود، احتمالا، آب از آب تکان نمی‌خورد و مسیر سرنوشت امیرعلی و ملک‌آذر و مادرش و عموجان و شرکت واردات نخ و قرقره‌سازی عوض نمی‌شد. همچنین سرنوشت من.

نیلوفر
9789644481390
۱۳۸۷
۲۶۴ صفحه
۲۲۱۷ مشاهده
۱ نقل قول
گلی ترقی ۱۳ رمان گلی ترقی از نویسندگان مهم داستان کوتاه و رمان معاصر ایران است؛ نویسنده‌ای که خاطره، کودکی، مهاجرت و طبقه متوسط شهری را با زبانی شفاف و تصویری روایت کرده است. او در تهران به دنیا آمد و بخشی از زندگی‌اش در ایران و بخشی در خارج از کشور گذشت؛ همین دوگانگی در حس دوری، یادآوری و بازگشت آثارش دیده می‌شود. در داستان‌های ترقی، گذشته فقط خاطره‌ای شیرین نیست؛ گاهی زخمی است که با جزئیات خانه، خانواده و اشیای قدیمی دوباره باز می‌شود. نثر ...
دیگر رمان‌های گلی ترقی
12 داستان (داستان‌های برگزیده به انتخاب نویسنده)
12 داستان (داستان‌های برگزیده به انتخاب نویسنده) روزی دوستی پرسید کدام یک از داستان‌هایت را بیشتر از همه دوست داری. کفتم نمی‌دانم. اما رفتم توی فکر. انتخاب سختی بود. تصمیم گرفتم از خیر جواب دادن به این پرسش مزاحم بگذرم، اما پرسش مزاحم ول‌کنم نبود، توی سرم می‌چرخید و وسوسه‌ام می‌کرد. حالا خودم بودم که می‌خواستم بدانم: کدام یک؟ به هر داستان که فکر می‌کردم، داستان دیگری ...
من هم چه‌گوارا هستم
من هم چه‌گوارا هستم سی‌و دو سال از چاپ این مجموعه می‌گذرد. تمام شده و در بازار نایاب و چه بهتر. دوستشان ندارم. از بازخوانی‌شان عصبانی و افسرده می‌شوم. از فضای تلخ و یأس فلسفی حاکم بر سراسر این داستان‌ها دلم می‌گیرد. نمی‌خواستم چاپشان کنم. امروز با چشمانی دیگر به دنیا نگاه می‌کنم و تحمل داستان‌های غم‌انگیز و یأس‌آلود را ندارم. صراحت شیرین واقعیت ...
بازگشت
بازگشت دوستانش اسم او را گذاشته بودند «زن پراکنده» چون هر تکه از وجودش به سوی کسی یا چیزی می‌دوید: به سوی پسرهایش در آمریکا، شوهرش در تهران، خواهرش در کانادا، برادرش در آلمان، و دوستان نزدیکش پخش و پلا در اطراف و اکناف جهان.خودش را با نگاه این آدم‌ها می‌شناخت. حس می‌کرد بدون این دیگران کم و کسر دارد، مثل ...
خواب زمستانی
خواب زمستانی خواب زمستانی با شیوه‌ای ساده و کلماتی دقیق و طنزی خاص و با قدرت قلم به ما تذکر می‌دهد که بدون درد زیستن، عشق به زندگی امکان ندارد. خواب زمستانی بیانگر زندگی همگانی و قبیله‌ای آدم‌‌هایی است که حضور ناگزیر مدرنیته را احساس می‌کنند و از الزام فردیت و قبول فردی و تنهایی و مسئولیت، هراسان هستند. میز گرد نویسندگان
مشاهده تمام رمان های گلی ترقی
مجموعه‌ها