۹۳ رمان
استاین، نویسنده آمریکایی کودک و نوجوان است؛ نویسندهای که نامش با مجموعه «مورمور» برای بسیاری از خوانندگان آشنا شده است. او در سنت ادبی خود فقط یک نام فهرستی نیست و صدایی دارد که از دل تجربه، زمانه و شیوه روایتش شکل گرفته است.
زندگی او از Columbus, Ohio, United States آغاز شد و همین زمینه فرهنگی، در کنار مسیر حرفهایاش، به آثارش رنگ و بافتی مشخص داد. دانستن این پسزمینه کمک میکند جهان نوشتههایش خشک و جدا از زندگی واقعی ...
جیغ (تالار وحشت)
اسپنسر ترنر اخیرا وسیله جالبی به نام مویهکش خریده است. اینطور که فروشنده گفته بود این دستگاه باید به اسپنسر امکان دهد مویههای اشباح و ارواح را دریافت کند. اسپنسر با تمام وجود دوست دارد با دنیای ارواح تماس برقرار کند. مشتاقانه منتظر است که دستگاه جدیدش را امتحان کند. اما... اسپنسر به زودی فریادهای ناشی از ترس خود را ...
اسم من اهریمن (تالار وحشت)
مگی اکانر دختر خجالتی و زیبایی است که در بیرون چادر پیشگو ایستاده. مگی و دوستانش برای تفریح به کارناوال آمدهاند ولی شادی مگی چندان دوامی نخواهد داشت. زن پیشگو مگی را وارد وحشتی نفسگیر کرد. چون مگی واقعا وارد چادر یک پیشگو نشده است، او در را به روی تالار وحشت... گشوده است.
دوباره بگو پنیر و بمیر (سایه وحشت 9)
لیمو ترش. این اسمی است که گر گ روی معلم زبان انگلیسیاش گذاشته. او واقعا بد اخلاق است و نمره بدی به گزارش شفاهی گرگ داده است.
او داستان گر گ را باور نکرد. درباره دوربینی که گرگ تابستان پارسال پیدا کرده بود. درباره عکسی که گرفته بود. درباره اتفاقاتی که افتاده بود. بیچاره گرگ. او فقط میخواست به لیمو ترش ...
بگو چیز و بمیر (مورمور 9)
گریگ فکر میکند دوربین قدیمی و کهنهای که پیدا کرده مشکلی دارد...
عکسهایی که میگیرد، متفاوت از آب در میآیند و وقتی از اتومبیل جدید پدرش عکس میگیرد، اتومبیل در تصویر درب و داغون دیده میشود... و سپس اتومبیل تصادف میکند...
هیچ یک از دوستانش حرف او را باور ندارد و حتی یکی از آنها از گریگ میخواهد عکسی از او بگیرد...
شبحی در تماشاخانه
مدرسه ما روح داشت. یک روح اسرارآمیز. کسی تا به حال این روح را ندیده بود. کسی نمیدانست کجا قایم میشود. فقط میدانستند که این روح از هفتاد سال پیش در مدرسه ماست.