رمان ایرانی

سنگر و قمقمه‌های خالی

نعش را گذاشته بودند در دالان مسجد، خون‌آلود و لهیده، و کسی فرصت نکرده بود چیزی روش بیندازد. اما خون و گل خشکیده همه جایش را پوشانده بود. دالان از همیشه خاموش‌تر و غم‌زده‌تر بود. تاریک بود چراغی درش نمی‌سوخت. 2 مرد، به دیوار دالان، پشت در تکیه داده بودند، رو به روی هم. یکیشان می‌توانست، از شکاف در، خیابان را ببیند، اما نگاه نمی‌کرد.

9789641126546
۱۳۸۰
۴۳۲ صفحه
۸۲۵ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
بهرام صادقی
صفحه نویسنده بهرام صادقی
۸ رمان بهرام صادقی داستان‌نویس و پزشک ایرانی است؛ از متفاوت‌ترین صداهای داستان کوتاه فارسی است. او با نجف‌آباد، ایران پیوند دارد و همین زمینه، مستقیم یا غیرمستقیم، در نوع نگاه و جهان روایی او دیده می‌شود. «ملکوت» و داستان‌های کوتاهش جهانی می‌سازند که میان طنز، وهم، مرگ و پوچی حرکت می‌کند. صادقی زبانی دقیق و ذهنی دارد؛ جهان او از بیرون معمولی به نظر می‌رسد اما درونش آرام آرام نامتعادل می‌شود. با کارنامه‌ای نه‌چندان حجیم، اثر عمیقی بر داستان‌نویسی مدرن فارسی گذاشت. برای مخاطب فارسی، صادقی ...
دیگر رمان‌های بهرام صادقی
سنگر و قمقمه‌های خالی
سنگر و قمقمه‌های خالی
وعده دیدار با جوجو جستو (داستان کوتاه)
وعده دیدار با جوجو جستو (داستان کوتاه) وعده دیدار با جوجو جتسو مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه پراکنده بهرام صادقی، نویسنده نام آشنای ادبیات داستانی و خالق آثار برجسته سنگر و قمقمه‌های خالی و ملکوت است که برای نخستین بار در قالب مجموعه داستان منتشر می‌شود. بهرام صادقی بدون شک متفاوت‌ترین داستان‌نویس ایرانی است که هم داستان شفاهی می‌گفته و هم مجموعه‌ای از داستان‌های بسیار متفاوت (هم از ...
بازمانده‌های غریبی آشنا
بازمانده‌های غریبی آشنا .
ملکوت
ملکوت در ساعت یازده شب چهارشنبه آن هفته جن در آقای «مودت» حلول کرد. میزان تعجب آقای مودت را پس از بروز این سانحه، با علم به این که چهره او به طور طبیعی همیشه متعجب و خوشحال است، هر کس می‌تواند تخمین بزند.
مشاهده تمام رمان های بهرام صادقی
مجموعه‌ها