رمان ایرانی

گفته‌ها

امروزه زمانه چرخیده‌ست، و گردش و نظاره در دیروز، در موزه‌ها، خاصیت دارد. با یک چنین نظاره می‌توانی دید در روزگار پیش دید و بیان دید چه بوده‌ست و کار بر فرض اینکه کار بوده است از کدام راه و سو رفته‌ست و در گذار زمان آن کسی که در زمان بوده‌ست چه‌ها را جور می‌دیده است، یا چه می‌گفته‌ست، و گوینده‌ای که از زمانه خود چشمداشتی نداشته است از آنچه می‌بوده است، آن را چگونه می‌دیده است، در آن گذشته را چگونه می‌دیده‌ست و آینده را چه جور می‌جسته‌ست. آیا از آنچه که می‌دیده است و می‌گفته‌ست چیزی به درد زمانی که امروز است می‌آید؟ ادعایی نیست وقتی که آسمان در تکه شیشه شکسته هم منعکس تواند شد.

9789648223309
۱۳۸۷
۲۸۸ صفحه
۸۵۱ مشاهده
۲ نقل قول
ابراهیم گلستان
صفحه نویسنده ابراهیم گلستان
۶ رمان ابراهیم گلستان نویسنده، مترجم و فیلم‌ساز ایرانی است؛ از چهره‌های مهم نثر مدرن و سینمای مستند ایران است. زندگی و خاستگاه او با شیراز، ایران پیوند دارد و همین زمینه در شکل‌گیری نگاه و جهان آثارش بی‌اثر نیست. آثار داستانی و سینمایی او با زبان دقیق، نگاه اجتماعی و فاصله‌گذاری روشنفکرانه شناخته می‌شوند. گلستان نثری فشرده و حساب‌شده دارد؛ جمله در کار او معماری و وزن خاص خود را پیدا می‌کند. او بر داستان‌نویسی و سینمای مدرن ایران اثر گذاشت و چهره‌ای بحث‌برانگیز اما ...
دیگر رمان‌های ابراهیم گلستان
آذر ماه آخر پاییز
آذر ماه آخر پاییز احمد کشته شد. بیچاره مادرش. زنش. زنش که آن‌قدر لحاف و متکایش را بوسید. اوه! این پاکت. احمد مرده است و تو می‌خواستی عرق بخوری. ده برو دیگر. چرا نمی‌روی؟ جرأت نداری عرق بخوری، ها؟ شاید، عرق بخوری که چه، که چه بشود؟ احمد مرده که تو عرق بخوری؟ احمد مرده و این ادعا می‌کند که من نمی‌میرم. این مجسمه ...
در گذار روزگار (8 داستان از ابراهیم گلستان) مجموعه داستان
در گذار روزگار (8 داستان از ابراهیم گلستان) مجموعه داستان وقتی که سیل سرازیر می‌شود جایی که قطره عرق ما چکید پاک خواهد شد و نقش پایمان بر خاک از بین خواهد رفت، اما شاید بومادران و بابونه در یاد سبز خود نگه دارند روزی که ما به بوی خوش پاکشان سلام می‌دادیم، و روی برف نوشتیم زنده‌ایم.
اسرار گنج دره جنی
اسرار گنج دره جنی یک چشم مرد از تمام صورت او پهن‌تر بود انگار اصلا یک چشم، در قاب گرد فولادی، تمام صورت او بود ـ تا وقتی که ذره‌بین پهن را پس برد، آن وقت صورت عادی، و لاغر بود. و چشم هم مانند آن یکی دیگر. مرد جام طلای کنده‌کاری کوچک را گذاشت روی میز که پیشش بود، بعد عینک را که ...
از روزگار رفته حکایت
از روزگار رفته حکایت این داستان منحصراً زاییده خیال است. نه یک روایت از سرگذشت واقعی چند شخص واقعی، و از آن میان گوینده داستان. خواننده آن را به صورت سرگذشت یک دوره از زندگانی یک جامعه بگیرد. این داستان نزدیک به چهل سال پیش در کتابی به نام مد و مه درآمد همراه با دو داستان دیگر. پهلوی هم بودن آن سه نه ...
مشاهده تمام رمان های ابراهیم گلستان
مجموعه‌ها