رمان خارجی

اسکار و خانم صورتی

(Oscar et la dame rose)

داستان اسکار و خانم صورتی نامه‌های پسر بچه‌ی ده ساله‌یی است به خدا. این نامه‌ها را خانم صورتی که هر روز در بیمارستان کودکان با او دیدار می‌کند یافته است. نامه‌ها توصیف دوازده روز از زندگی شوخی‌وار و شاعرانه‌ی اسکار است. دوازده روز پر از آدم‌های مضحک و متاثر‌ کننده. این دوازده روز شاید واپسین روزها باشد، اما به لطف ((مامان صورتی)) که پیوند عاشقانه‌یی با اسکار کوچولو برقرار می‌سازد، روزهای افسانه‌یی خواهد شد.

9789649283180
۱۳۸۸
۷۶ صفحه
۳۲۵۶ مشاهده
۱ نقل قول
نسخه‌های دیگر
اریک امانوئل اشمیت
صفحه نویسنده اریک امانوئل اشمیت
۵۶ رمان اریک امانوئل اشمیت، نمایشنامه‌نویس و رمان‌نویس فرانسوی-بلژیکی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در نزدیکی لیون فرانسه به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با فلسفه، نمایشنامه‌نویسی و روایت‌های کوتاه انسانی شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «اسکار و خانم صورتی»، ...
دیگر رمان‌های اریک امانوئل اشمیت
کنسرتویی به یاد 1 فرشته
کنسرتویی به یاد 1 فرشته ... صدای کنسرتویی به یاد یک فرشته، خفیف و پنهانی از بلندگو به گوش می‌رسید. خاطره موسیقی، بیشتر از خود موسیقی، تداعی می‌شد. کریس مراقب بود تا صدا در اتاق زیر شیروانی‌اش زیاد نشود، چون در این خانه بزرگ چوبی که در کوهستان ساخته شده بود، صداها از اتاقی به اتاق دیگر می‌رفت؛ دوست نداشت یکی از نوجوانانی که از ...
مهمانسرای 2 دنیا
مهمانسرای 2 دنیا "ژولین پورتال"، مردی است که بر اثر اتفاقی ناگهانی به مهمانسرای دو دنیا پا می‌گذارد. او در بدو ورود با افرادی چون "راجرز غیب‌آموز"، "لورا"، و "دکترس" آشنا می‌شود. آن‌ها هیچ یک نمی‌دانند که چگونه گذارشان به این مهمان‌سرا افتاده و چه زمانی از آن خارج خواهند شد و سرانجام به کجا خواهند رفت. آن‌ها در این مکان رازآمیز گردآمده‌اند ...
کشتی‌گیری که چاق نمی‌شد
کشتی‌گیری که چاق نمی‌شد از آنجایی که من لاغر و دراز و بی‌حال و وارفته بودم، وقتی که شومینتسو از جلویم رد می‌شد، فریاد می‌کشید: من یم مرد تنومند رو تو وجود تو می‌بینیم. کفری‌کننده بود! من از روبه‌رو مثل پوست خشک‌شده یک شاه‌ماهی بودم که بر روی یک چوب کبریت قرار گرفته بود؛ از نیم‌رخ... کسی نمی‌توانست از نیم‌رخ مرا ببیند، من تنها از دو ...
سومویی که نمی‌توانست گنده شود
سومویی که نمی‌توانست گنده شود در سمت وارونه ابرها، همیشه آسمانی هست. این پندی است از تفکر ذن که شومینتسوی پیر، در این آخرین رمان اریک امانوئل اشمیت، تلاش می‌کند تا به یون نوجوان بفهماند، پسرکی از بچه‌های خیابان در توکیو، پسرکی که از تمامی دنیا نفرت دارد. این جمله امیدوار کننده به نوعی در همه آثار مربوط به دوره نادیدنی‌ها از اشمیت جا دارد. ...
سوموکاری که نمی‌توانست تنومند شود
سوموکاری که نمی‌توانست تنومند شود از آنجایی که من لاغر و دراز و بی‌حال و وارفته بودم، وقتی که شومینتسو از جلویم رد می‌شد، فریاد می‌کشید: من یم مرد تنومند رو تو وجود تو می‌بینیم. کفری‌کننده بود! من از روبه‌رو مثل پوست خشک‌شده یک شاه‌ماهی بودم که بر روی یک چوب کبریت قرار گرفته بود؛ از نیم‌رخ... کسی نمی‌توانست از نیم‌رخ مرا ببیند، من تنها از دو ...
مشاهده تمام رمان های اریک امانوئل اشمیت
مجموعه‌ها