مایه تاسف بود که نتوانسته بودم در غروب آن روز نظر مهم یا اطلاعات تازهای به همراه بیاورم. زنان فقیرتر از مرداناند به این یا آن دلیل. شاید بهتر است دیگر از جست و جوی حقیقت دست بردارم و در عوض سیلی از اظهارنظرها را بر سر خود نازل کنم.
۲۵ رمان
ویرجینیا وولف، نویسنده و منتقد انگلیسی است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته میشود که به ذهن، زمان، جنسیت، حافظه و جریان سیال ذهن نزدیکاند. زندگی و کار او نشان میدهد که ادبیات میتواند از دل تجربههای فردی، جهانهایی عمومی و ماندگار بسازد.
مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشتههایش معمولاً شخصیتها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آنها با گذشته، ترسها، امیدها و انتخابهایی روبهرو میشوند که داستان را پیش میبرند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده ...
موجها
موجها از زبان 6 راوی از خردسالی تا بزرگسالی بیان میشود. در فصل آخر راوی داستان علاوه بر خودش در قالب 5 راوی دیگر فرو میرود و رمان را با یک تکگویی 50 صفحهای به پایان میرساند. او در این اثر تمام بیهودگی و شکوهی را که در زندگی تجربه کرده، یکجا گرد آورده و در قالب کلمات ریخته است.
بانو در آینه
شاید در اواسط ژانویه امسال بود که برای اولین بار سر بلند کردم ولکه روی دیوار را دیدم. برای اینکه بتوانم تاریخش را مشخص کنم باید آنچه رادیدم به خاطر بیاورم. شاید کودکی آن را ساخته باشد. لکهای بود گرد و کوچک، سیاه روی دیوار سفید، که بالای پیشبخاری قرار داشت.
به سوی فانوس دریایی
خانم رمزی که راحت نشسته و پسرش را در آغوش گرفته بود، آماده شد، کمی چرخید و کوشید تا راستتر بنشیند و در همان حال نیروی خود را در فضا پخش کرد، سرحال و زنده، چنان که گویی همه انرژی خود را به نیرو تبدیل کرده بود...