مجموعه داستان خارجی

3 قطره خون

در تمام این مدت هر چه التماس می‌کردم کاغذ و قلم می‌خواستم به من نمی‌دادند. همیشه پیش خود گمان می‌کردم هر ساعتی که قلم و کاغذ به دستم بیفتد چقدر چیزها که خواهم نوشت... ولی دیروز بدون این که چیزی خواسته باشم کاغذ و قلم را برایم آوردند. چیزی که آنقدر آرزو می‌کردم، چیزی که آنقدر انتظارش را داشتم...! اما چه فایده ـ از دیروز تا حالا هر چه فکر می‌کنم چیزی ندارم که بنویسم. مثل اینست که کسی دست مرا می‌گیرد یا بازویم بی‌حس می‌شود. حالا که دقت می‌کنم ما بین خط‌های درهم و برهمی که روی کاغذ کشیده‌ام تنها چیزی که خوانده می‌شود اینست: ‹‹سه قطره خون››

9789645858252
۱۳۸۵
۱۸۴ صفحه
۱۱۹۴ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
صادق هدایت
صفحه نویسنده صادق هدایت
۵۲ رمان صادق هدایت، نویسنده و مترجم ایرانی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در تهران به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با داستان‌نویسی نوگرا، ترجمه و توجه به فرهنگ عامه شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «بوف کور»، «سه قطره خون» ...
دیگر رمان‌های صادق هدایت
نوشته‌های پراکنده
نوشته‌های پراکنده این کتاب شامل نوشته‌های پر ارزشی است که از صادق هدایت به طور پراکنده به یادگار مانده است و لازم بود جمع‌آوری شود و مانند سایر نوشته‌های او دوباره به چاپ برسد.
چنگال
چنگال «پس کی فرار کنیم؟ مگر نگفتی که عباس می‌گوید با یازده تومان و شش قران هم می‌شود یک گاو خرید؟ حالا ما یک لاغرش را می‌خریم. من هم رخت‌شوری می‌کنم، پول خودم را در می‌آورم. ببین هر چه زودتر فرار کنیم بهتره، من می‌ترسم!»
وغ‌وغ ساهاب
وغ‌وغ ساهاب دیشب رفتم به تماشای تیارت:«طوفان عشق خون‌آلود،» که اعلان شده بود شروع می‌شود خیلی زود، ولی برعکس خیلی دیر شروع کردند؛ مردم را از انتظار ذله کردند، پیس به قلم نویسنده شهیر بی‌نظیری بود، که شکسپیر و مولیر و گوته را از رو برده بود؛ هم درام، هم تراژدی، هم کمدی، هم اخلاقی،... روی هم رفته تیارتی بود آنتیک.
داش آکل
داش آکل
مشاهده تمام رمان های صادق هدایت
مجموعه‌ها