رمان ایرانی

5 داستان

این کتاب مجموعة پنج داستان کوتاه «جلال آل‌احمد» به نام‌های گلدسته‌‌ها و فلک، جشن فرخنده، خواهرم و عنکبوت، شوهر آمریکایی و خونابة انار است. این داستان‌ها مانند دیگر آثار آل‌احمد، دارای سبکی منحصر به فرد، بهره‌مند از ادب رسمی، نثر کهن ایران و ظرایف فرهنگ عامه است.

گهبد
9789649561073
۱۳۸۹
۸۸ صفحه
۱۴۶۱ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
جلال آل‌احمد
صفحه نویسنده جلال آل‌احمد
۲۹ رمان جلال آل‌احمد، نویسنده، مترجم و روشنفکر ایرانی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در تهران به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با داستان‌نویسی، مقاله‌نویسی، سفرنامه و نقد اجتماعی شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «مدیر مدرسه»، «غرب‌زدگی» و «خسی در ...
دیگر رمان‌های جلال آل‌احمد
سفر به ولایت عزراییل
سفر به ولایت عزراییل ولایت عزرائیل (اسرائیل) «ولایت» می‌گویم به دو معنی اول اینکه حکومت یهود در آن سرزمین فلسطین، نوعی«ولایت» است و نه «دولت». حکومت اولیاء جدید بنی‌اسرائیل است بر ارض موعود؛ نه حکومت ساکنان فلسطین بر فلسطین. دوم، به این معنی که سرزمین فعلی اسرائیل به هر صورت چیزی شبیه یک مملکت نیست. اگر از مملکت، آن مفهومی را می‌توان داشت که ما داریم. ولایت ...
سه تار
سه تار هیچ‌کس نفهمید چه طور شد. خود او هم ملتفت نشد. فقط وقتی که سه‌تار او با کاسه چوبی‌اش به زمین خورد و با یک صدای کوتاه و طنین‌دار شکست و سه‌پاره شد و سیم‌هایش، در هم پیچیده و لوله شده، به کناری پرید و او مات متحیر در کناری ایستاد و به جمعیت نگریست؛ پسرک عطرفروش که حتم داشت وظیفه‌ی ...
غرب‌زدگی
غرب‌زدگی غرب‌زدگی می‌گویم هم‌چون وبازدگی. و اگر به مذاق خوش‌آیند نیست، بگوییم هم‌چون گرمازدگی یا سرمازدگی. اما نه. دست کم چیزی است در حدود سن‌زدگی. دیده‌اید که گندم را چه طور می‌پوساند؟ از درون. پوسته‌ی سالم برجاست اما فقط پوست است، عین همان پوستی که از پروانه‌ای بر درختی مانده. به هر صورت سخن از یک بیماری است. عارضه‌ای از بیرون ...
مدیر مدرسه (شاهکار جلال آل‌احمد)
مدیر مدرسه (شاهکار جلال آل‌احمد) از در که وارد شدم، سیگارم دستم بود و زورم آمد سلام کنم. همین طوری دنگم گرفته بود قد باشم. رئیس فرهنگ که اجازه نشستن داد نگاهش لجظه‌ای روی دستم مکث کرد و بعد چیزی را که می‌نوشت تمام کرد می‌خواست متوجه من بشود که رونویس حکم را روی میزش گذاشته بودم.حرفی نزدیم رونویس را با کاغذهای ضمیمه‌اش زیر ...
خسی در میقات (سفرنامه)
خسی در میقات (سفرنامه) گویا سه بعد از نیمه شب جمه بود که وارد فرودگاه تهران شدیم. و من تا پنج خانه بودم. سرفه‌کنان و خسته و کوفته. و هنوز از در خانه در نیامده‌ام. حتی حمام نرفته‌ام. به رعایت زخم پا و ترس از سرما خوردن مجدد. و هوا هنوز سرد است. و بوی زمستان دارد. و من یا خوابم یا از دیدار ...
مشاهده تمام رمان های جلال آل‌احمد
مجموعه‌ها