پدربزرگ از دنیا رفته و کتاب عجیبش هم ناپدید شده و حالا نامهای به دست آذرک رسیده و در آن رازی است که زندگی دخترک را عوض میکند. او اینبار به انجمن جادوگرانی دعوت شده است که همهشان مردهاند و همه با هم تصمیم گرفتهاند که آذرک رئیس آنها شود.
۱۷ رمان
مسلم ناصری، نویسنده ایرانی کودک و نوجوان است و نامش با آثاری پیوند خورده که به تاریخ، نوجوانی، اخلاق و روایت آموزشی نزدیکاند. این معرفی قرار نیست فهرستوار باشد؛ مهمتر این است که بفهمیم خواننده چرا به سمت کتابهای او میرود.
در کار او، روایت معمولاً از یک نیاز روشن شروع میشود: گفتن قصه، ساختن جهان، ثبت تجربه، یا نزدیک شدن به مسئلهای انسانی. همین نقطه شروع باعث میشود متن فقط اطلاعات ندهد و حالوهوایی مستقل پیدا کند.
از آثار یا زمینههای ...
قلب سفید پدربزرگ
این کتاب داستان دختری دوست داشتنی و پدر بزرگ پیر اوست؛ ماجرای یک گردش دو نفره و سوالات گوناگونی که در ذهن دختر شکل می گیرد و پدربزرگ به آن پاسخ می گوید. آن چه بیشتر از هر چیزی ذهن دخترک را به خود مشغول کرده این است که خداوند واقعا چه رنگی است، آیا او مثل برگ ها سبز ...
آذرک جادوگر بزرگ (7 گانه آذرک 7)
نیروی شگفتانگیز نخواستیم! برآورده شدن آرزو هم کیفی دارد! اما به چه قیمتی؟ اگر آذرک نیرویی شگفتانگیز پیدا کند که بتواند از آینده خبر دهد، با آن چه میکند؟ اما اگر با هر حرفش یک اتفاق وحشتناک بیفتد، چه؟ حالا آذرک در راهی قدم گذاشته که باید به هر قیمتی در آن پیش برود، چون او یک هدف بزرگ دارد: ...
نامه به حاکم ناشناس
قرار به وقت ملاقات ابوخالد با نگرانی دستش را سایبان کرد و به غروب خورشید نگاه کرد. جاده پیچاپیچ مثل مار، به گوی آتشین آسمان گره خورده بود. هیچ اثری از کسی نبود. جاده خلوت بود و انتظار داشت او را میکشت. دشت وسیع بود، دریغ از یک درخت یا بوته خار. قرارشان درست کنار تنهادرختی بود که بهسختی خود ...