رمان خارجی

اسیر خشکی

(Granada publishing limited)

لسینگ در شرح احساسات و شخصیت زنان، زبانی بسیار قدرتمند دارد. شخصیت اول رمان «اسیر خشکی» زن جوانی است که میان سرخوردگی‌های سیاسی‌اش در حزب کمونیست و جمع هم‌حزبی‌های جوانش، روابط فروپاشیده‌اش با والدین خود، ارتباطی عمیق با رفیق حزبی‌اش، و نیز درک احساسات خود به عنوان یک زن، سرگشته و در آستانه از خود بیگانگی است. اسیر خشکی در بحرانی‌ترین دوران زندگی این شخصیت، که دورانی پرفراز و نشیب از تاریخ معاصر جهان نیز هست، روایتگر مسیری است که این زن می‌پیماید. در ادبیات بریتانیا برای جین آستین جانشینی سزاوارتر و قدرتر از لسینگ وجود ندارد.

سهیل سمی
ققنوس
9789643119492
۱۳۹۰
۴۵۶ صفحه
۱۱۳۹ مشاهده
۰ نقل قول
دوریس لسینگ
صفحه نویسنده دوریس لسینگ
۱۷ رمان دوریس لسینگ، نویسنده بریتانیایی و برنده نوبل ادبیات است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به زن، سیاست، استعمار، روان و آزادی فردی نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد ادبیات چطور می‌تواند از تجربه‌ای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد. مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیت‌ها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آن‌ها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که به متن عمق می‌دهد. از آثار ...
دیگر رمان‌های دوریس لسینگ
چال مورچه
چال مورچه داستان چال مورچه یکی از داستان‌های زیبا، دلنشین و انسانی جهان، و از آثار خوب خانم دوریس لسینگ، نویسنده‌ معاصر انگلیسی است. نویسنده حدود سی سال از عمرش را در آفریقا و در میان سیاه‌پوستان این سرزمین گذرانده و از نزدیک با دردها، شادی‌ها، زخم و فریادهای آنان آشنا شده است.
فرزند پنجم
فرزند پنجم دیوید و هریت در حالی که به سر و صدای خنده و بازی بچه‌ها در حیاط گوش می‌کردند دستان هم‌دیگر را گرفتند و لبخند زدند. می توانستند در هوای خوشبختی نفس بکشند. 4 فرزند، خانه‌ای قدیمی و زیبا، دوستان و اقوام دوست‌داشتنی، زندگی دیوید و هریت لوات زمزمه شکوه‌مند زیبایی ارزش‌های پاک و دل‌انگیز زندگی به دور از هیاهوی شهر ...
خاطرات 1 بازمانده
خاطرات 1 بازمانده -
نگاه خیره
نگاه خیره ماری آن شب وقتی دیمتریوس به خانه آمد با او حرف نزد. مثل همیشه دیروقت، بعد از نیمه‌شب به خانه آمد ولی او در تخت انتظار منتظر آمدنش نشسته بود. او در اطراف خانه تلوتلو خورد و هر کدام از لباس‌هایش را به طرفی پرتاب کرد. تا اینکه خودش را به روی تخت انداخت. نگاه خیره‌ای به ماری انداخت، پشتش ...
دری که می‌خواند
دری که می‌خواند پاس‌دار در: وقتشه به ما ملحق بشید. (پاس‌دار در،‌ روبروی انبوه ماشین‌آلات می‌ایستد، انگار که بخواهد مراسمی را رهبری کند. نمایندگان و مقامات و ماموران صفی پشت او تشکیل می‌دهند.) یکی از آن گروه: اصلا چرا باید مراسمی برگزار بشه؟ مگر قرار نیست بریم بیرون؟ (این شخص، و دیگر اعضای آن گروه، به در برپا ایستاده در محراب نگاه می‌کنند، سرهاشان را ...
مشاهده تمام رمان های دوریس لسینگ
مجموعه‌ها