رمان خارجی

میوه‌های زمین

(Markens grodo)

ماجرای آدم و حوایی جدید است در فاصله زمانی بسیار با هبوط آدم. مرد ایزاک نام دارد و زن اینگر. در اطراف آن‌ها انواع رفتاری که بتوان برشمرد یافت می‌شود. ولی ایزاک مردی نیست که از راه مطلوب خود انحراف یابد. عشق به زمین و طبیعت به او برجستگی خاصی می‌دهد و گنج نهفته در زیرزمین- معدن‌هایی که در زمین‌هایش کشف می‌شوند- او را اغوا نمی‌کند. آرمان او دایر کردن زمین‌های بایر است و آن‌چه هامسون در ماجرای او توصیف می‌کند خواسته‌های قلبی او است: کنار آمدن با طبیعت و گریز از آن‌چه انسان را از طبیعت و زمین دور می‌کند.

قاسم صنعوی
گل آذین
9789647703642
۱۳۸۸
۳۸۴ صفحه
۱۶۱۹ مشاهده
۰ نقل قول
کنوت هامسون
صفحه نویسنده کنوت هامسون
۱۰ رمان کنوت هامسون نویسنده نروژی و برنده نوبل ادبیات است؛ چهره‌ای اثرگذار در شکل‌گیری رمان روان‌شناختی مدرن. او در نروژ به دنیا آمد و تجربه فقر، مهاجرت و کارهای گوناگون، حساسیتش به تنهایی و گرسنگی انسان را شکل داد. رمان «گرسنگی» با تمرکز بر ذهن آشفته شخصیت اصلی، یکی از متن‌های مهم گذار به ادبیات مدرن به شمار می‌آید. هامسون بیش از حادثه بیرونی، به جریان‌های درونی ذهن علاقه دارد؛ غرور، هذیان، نیاز و تحقیر در نوشته‌هایش با شدت دیده می‌شوند. زندگی و مواضع سیاسی ...
دیگر رمان‌های کنوت هامسون
پان
پان پان رمانی توصیفی نیست بلکه غنایی است. ادواردا دختری 20 ساله است که گلان به او دل می‌بازد، عشقی پرشور پدید می‌آید، ولی دختر هم که نسخه بدل مونث گلان است فردی آرام نیست، آنان پیچیدگی‌های خود را دارند و در واقع حکایت بی تو نمی‌توانم و با تو نمی‌توان را بازگو می‌کنند. آن 2 در عین جذب یک‌دیگر به ...
بنونی
بنونی کنوت هامسون، نویسنده نام‌دار نروژی و برنده جایزه نوبل در ادبیات، در این اثر به سراغ ماجرای عاشقانه‌ای پرشور می‌رود، این‌بار، قهرمان اثر جوانی است به نام بنونی، با مایه‌های مادی و معنوی اندک، ولی پشتکار و شهامت کاری بسیار که ناگهان دست‌خوش این جاه‌طلبی می‌شود که به دختر کشیش، فرزند تعمیدی ثروت‌مندترین مالک محل، دل ببازد و خواهان ازدواج ...
گرسنه
گرسنه دست آخر گفتم: ((توی چه فکر هستین، جناب ناخدا. هر کاری به من بدین پشیمون نمی‌شین. نگاه به جثه من نکنین، من دو برابر خودم کار انجام می‌دم و حتی دو بار پشت سر هم می‌تونم نگهبانی بدم، کار برای من عادی‌یه و خسته نمی‌شم.)) یه‌کم از حرف من خندید. اگر از عهده کارها بر نیومدی، می‌تونیم توی انگلیس پیاده‌ت کنیم.))
گرسنگی
گرسنگی دست آخر گفتم: ((توی چه فکر هستین، جناب ناخدا. هر کاری به من بدین پشیمون نمی‌شین. نگاه به جثه من نکنین، من دو برابر خودم کار انجام می‌دم و حتی دو بار پشت سر هم می‌تونم نگهبانی بدم، کار برای من عادی‌یه و خسته نمی‌شم.)) یه‌کم از حرف من خندید. اگر از عهده کارها بر نیومدی، می‌تونیم توی انگلیس پیاده‌ت کنیم.))
مشاهده تمام رمان های کنوت هامسون
مجموعه‌ها