۸ رمان
پرویز دوایی نویسنده، منتقد سینما و مترجم ایرانی است؛ با نثر نوستالژیک و خاطرهنگارانهاش برای بسیاری از خوانندگان فارسی چهرهای محبوب است.
او با تهران، ایران پیوند دارد و همین زمینه، مستقیم یا غیرمستقیم، در نوع نگاه و جهان روایی او دیده میشود.
نوشتههای او از سینما، تهران قدیم، کودکی و اشیای کوچک خاطرهساز نیرو میگیرند.
دوایی با نثری نرم، دقیق و عاطفی مینویسد؛ جملههایش بوی تصویرهای قدیمی و سالنهای سینما میدهند.
او در نقد سینمایی و نثر خاطرهمحور فارسی جایگاهی خاص ساخته است.
برای ...
سبز پری
اخمت را بازکن. از تو چیزی نمیخواهم. از کنارت میگذرم. با دست پیر گلبرگی از گل سرخهای سرزمینم را لای کتاب تو میگذارم و سحر که بیدار شدی در بسترت عطر گلهای باغ شیراز خواهد پیچید، میدانم.
روزی تو خواهی آمد (نامههایی از پراگ) مجموعه داستان
پا زدیم و پاشنه بر پهلوی مرکب راهوار کوبیدیم و مرکب راهوار پر گرفت و در خیابانبندی باغ سبک پا، سبکبال به حرکت در آمد، و دستهایش، بخشنده مهربان، روی شانههایم بود و شانههایم زیر دستهایش بالنده و توانمند، سبک بر گذرگاهها تاختیم و وقتی که به آن دروازه گلآرا رسیدیم، در گذر از زیر طاقی گلهای سرخ، سه چرخه ...
باغ (چند قصه)
هر دومان را با هم مدرسه گذاشتند. داود یک هفت هشت ماهی از من کوچکتر بود، اما با هم گذاشتنمان مدرسه. تنها قصه من این بود که مدرسههامان از هم سواست. اما عصر که میشد یا من میرفتم خانه آنها یا او میآمد خانه ما. مشقها را تند و تند یکجوری سرهم میکردیم، بعد میزدیم توی کوچه. با بچههای دیگر ...