رمان ایرانی

هزارپای سیاه و قصه‌های صحرا

من عاشق تقی بودم. اسمش را می‌گذارم عشق؛ اگر عشق، دوست داشتن نباشد، جذب شدن و کشیده شدن باشد؛ چون نمی‌توانستم نگاهش نکنم. تا وقتی که دست و پایش را می‌گرفتند و می‌بستند و می‌بردند توی زیرزمین من همانطور با نگاهم می‌پاییدمش. اسمش را گذاشته بودم عشق، چون برای دیدنش مدرسه نمی‌رفتم. هیچ کجا نمی‌رفتم. کیفم را بر می‌داشتم و آهسته از پله‌ها می‌رفتم بالا و سینه‌خیز خودم را می‌کشیدم تا کنار پشت‌بام و تقی را می‌دیدم که دارد به خودش می‌پیچد و فریاد می‌کشد: هزارپا... هزارپا... هزارپا...

روزبهان
9789645529800
۱۳۸۸
۱۶۸ صفحه
۱۶۳۴ مشاهده
۰ نقل قول
نادر ابراهیمی
صفحه نویسنده نادر ابراهیمی
۶۵ رمان نادر ابراهیمی نویسنده، فیلم‌ساز و پژوهشگر ایرانی بود و از چهره‌هایی است که در ادبیات معاصر فارسی حضوری چندسویه دارد. او در تهران به دنیا آمد و در داستان، رمان، ادبیات کودک و نوجوان، سینما و تلویزیون کار کرد. کارنامه او فقط به چند کتاب مشهور محدود نمی‌شود. ابراهیمی از آن نویسندگانی بود که نوشتن را با زیستن، سفر، کار فرهنگی و تجربه اجتماعی پیوند می‌زد و همین تنوع در لحن آثارش دیده می‌شود. «آتش بدون دود» از شناخته‌شده‌ترین آثار اوست؛ روایتی ...
دیگر رمان‌های نادر ابراهیمی
انسان جنایت و احتمال
انسان جنایت و احتمال جان مایه این داستان بلند، جنایتی احتمالی است که در منطقه خراسان، در روستای لاجورد به شیوه شگفت‌انگیزی اتفاق افتاده است. سید باباخان مرد روستایی، متهم است که زن خود فاطمه را هنگام وقوع زلزله در خراسان به قتل رسانده است، جسدش را در زیر دیوار پنهان کرده، سپس به شهر گریخته است. سید باباخان قبلا با زنش اختلاف داشته ...
آتش بدون دود 6 (7 جلدی)
آتش بدون دود 6 (7 جلدی)
غزل داستان‌های سال بد
غزل داستان‌های سال بد قفس خالی، قناری مرده، و یک سرزمین پر از قناری، که صدای آوازشان، سیلاب رودخانه‌ها را می‌مانست. مادر گفت: جای پسرم خالی. فصل آواز قناری‌هاست. خاله‌جان گفت: یعنی برنمی‌گردد؟ پدر جواب داد: برگشته است. صدای آوازش را نمی‌شنوی؟
1 قصه معمولی و قدیمی در باب جنایت
1 قصه معمولی و قدیمی در باب جنایت محمود، آرام تکیه از قاب در برمی‌دارد. چشم باز می‌کند. مبهوت و ناباورانه به سوی جسد می‌آید. زانو می‌زند و می‌نشیند کنار منش. دست پسر مرده را در دست می‌گیرد و به صورت او نگاه می‌کند.
ابوالمشاغل
ابوالمشاغل در روزگار ما این ابدا مهم نیست که دیگران ما را چگونه قضاوت می‌کنند. مهم این است که ما در خلوتی سرشار از خلوص، خویشتن را چگونه قضاوت می‌کنیم.
مشاهده تمام رمان های نادر ابراهیمی
مجموعه‌ها