رمان خارجی

نگاه
9789646174474
۱۳۷۶
۵۲۶ صفحه
۸۹۸۳ مشاهده
۰ نقل قول
امیل زولا
صفحه نویسنده امیل زولا
۱۳ رمان امیل زولا، رمان‌نویس و روزنامه‌نگار فرانسوی است و نامش با آثاری پیوند خورده که به طبیعت‌گرایی، طبقه، فساد، سیاست و جامعه صنعتی نزدیک‌اند. این معرفی قرار نیست فهرست‌وار باشد؛ مهم‌تر این است که بفهمیم خواننده چرا به سمت کتاب‌های او می‌رود. در کار او، روایت معمولاً از یک نیاز روشن شروع می‌شود: گفتن قصه، ساختن جهان، ثبت تجربه، یا نزدیک شدن به مسئله‌ای انسانی. همین نقطه شروع باعث می‌شود متن فقط اطلاعات ندهد و حال‌وهوایی مستقل پیدا کند. از آثار یا زمینه‌های ...
دیگر رمان‌های امیل زولا
سایه‌های شب
سایه‌های شب سایه‌های شب، هفدهمین رمان از زنجیره‌های داستانی " خانواده‌ی روگن- ماکار"، از پر حادثه‌ترین و بی‌پرده‌ترین رمان‌های امیل زولا نویسنده‌ی بزرگ فرانسوی است. این رمان در یک سطح داستان جنایت و پیمان‌شکنی و شور تصاحب و عشق و مرگ است، همچنان که روایت شبکه‌های در هم پیچیده‌ی راه‌آهن و شتاب درنگ‌ناپذیر برای رسیدن به آینده نیز هست، اما در سطحی ...
ژرمینال
ژرمینال در 1885 ویکتور هوگو از دنیا رفت و ژرمینال به دنیا آمد که «بینوایان» زولاست در فرانسه مدرن و صنعتی. داستان رنجبران زیرزمین است که اگر دانته بود «دوزخش» می‌شد در جهانی که انسان «تا پایان شب سفر می‌کند» اما در پایان این راه شگفت‌انگیز در دل زمین، در ژرفنای خاک که انسان عمرها رنج برده و له شده ...
فتح پلاسان
فتح پلاسان فتح پلاسان در سال 1875 منتشر شد. ماجرای آن در شهری به نام پلاسان می‌گذرد، و نمایش‌گر رقابت‌های سیاسی همراه با انواع سالوسی‌ها و توطئه‌های شرارت‌آمیزی است که در مقطعی از دوران امپراتوری ناپلئون سوم جریان دارد.
وراث رابوردن
وراث رابوردن "وراث رابوردن" اثری کمتر شناخته شده از امیل زولا، استاد ناتورالیسم فرانسوی است. اگرچه این داستان کوتاه به اندازه مجموعه "روگن ماکار" او خوانده نمی شود، اما همچنان نقد تند زولا از جامعه بورژوایی، حرص و آز انسان، و قدرت فاسد کننده پول را به نمایش می گذارد. او از طریق یک روایت محکم بافته شده، غرایز تیره‌تری را که ...
مرگ الیویر بکی
مرگ الیویر بکی برخی اوقات پس از ساعت‌ها فکر کردن، خیال می‌کردم که بر ترس خود غلبه کرده‌ام: خوب من میمیرم! همه‌ چیز پایان می‌پذیرد! هیچ چیزی در این دنیا خیلی خوب و راحت نیست. در آن زمان کاملا خوشحال بودم و مرگ را در مقابلم می‌دیدم. ولی نا‌گهان سرگیجه گرفتم مثل این بود که دستی غول‌آسا من را در بالای یک گرداب ...
مشاهده تمام رمان های امیل زولا
مجموعه‌ها