۸۳ رمان
گابریل گارسیا مارکز نویسنده و روزنامهنگار کلمبیایی و برنده نوبل ادبیات بود. او در آراکاتاکا به دنیا آمد و کودکیاش در فضایی گذشت که بعدها در شکلگیری جهان داستانی ماکوندو نقش مهمی پیدا کرد.
مارکز کار خود را با روزنامهنگاری آغاز کرد و همین نگاه دقیق به واقعیت در داستانهایش ماند. اما واقعیت در آثار او خشک و روزمره نمیماند؛ با افسانه، حافظه، خواب و تاریخ آمریکای لاتین در هم میآمیزد.
«صد سال تنهایی» او را به چهرهای جهانی تبدیل کرد. «پاییز ...
پاییز پدرسالار
هر چه طول عمر بیشتر باشد، باز هم انسان تصور میکند کارهای بسیاری را هنوز انجام نداده است و باید فرصت بیشتری اعطا شود تا مسئولیتها را به انجام برساند.
...و ماجرای پدر سالار نیز، این گونه است. به راستی کسی نمیدانست و نمیداند او چند سال زندگی و چند سال فرمانروایی کرد. عدهای بر این باور بودند که او ...
تدفین مادربزرگ
هیچکس نمیتوانست تصور کند که امکان دارد مادربزرگ روزی بمیرد، مگر افراد قبیله و خود او که دل نگرانیهای ناشی از پیری پدر آنتونیو ایسابل، او را بر میانگیخت. اما امیدوار بود که مانند مادربزرگ مادریاش، که در دوران جنگ 1875 در آشپزخانه اقامتگاهش سنگر گرفته بود و با یک دسته از گشتیهای سرهنگ آئورلیانو بوئندیا مقابله کرده بود، صدوبیستسال ...
20 داستان کوتاه
سفر سختی بود. همه این مدت در این فکر بودم که در دنیا، هیچچیز دلرباتر از یک زن جذاب نیست؛ ترس که برایم ممکن نبود حتی برای یک لحظه هم که شده، خود را از سحر و جادوی آن مخلوق افسانهای که پشت به من خوابیده بود، رها کنم. میهماندار اول، بلافاصله پس از بلند شدن هواپیما، ناپدید شد و ...
100 سال تنهایی
رمان صد سال تنهایی در 1982 جایزه نوبل ادبیات را برای مارکز به ارمغان آورد. این کتاب به سبک رئالیسم جادویی نگارش یافته است.
گابریل گارسیا مارکز در رمان صد سال تنهایی به شرح زندگی شش نسل از خانواده بوئندیا میپردازد که نسل اول آنها در دهکدهای به نام ماکوندو ساکن میشود. داستان از زبان سوم شخص حکایت میشود. طی مدت ...
از عشق و دیگر اهریمنان
گارسیا مارکز با نوشتن «صد سال تنهایی» به اوج خلاقیت خود دست یافت. او در این اثر به واقعیت گزارشی پشت میکند و به واقعیت خلقشده و تحلیل افسار گریخته روی میآورد. این رمان در واقع استعاره واقعیت انسان کنونی است. جبر آهنینی که بر زندگی آدمها حکومت میکند، تنهایی، خشونت و نفرینی که افراد خانواده در زیر آن رنج ...