رمان ایرانی

شرق بنفشه

... حالا که دانسته‌ای رازی پنهان شده در سایه‌ جمله‌هایی که می‌خوانی، حالا که نقطه‌نقطه این کلام را آشکار می‌کنی، شهد شراب مینو به کامت باشد؛ چرا که اگر در دایره قسمت، سهم تو را هم از جهان درد داده‌اند، رندی هم به جان شیدایت سپرده‌اند تا کلمات پیش چشمانت خرقه بسوزانند. پس سبک‌باری کن و بخوان. در این کتاب رمزی بخوان به غیر این کتاب: من این رمز را از ‹‹ ذبیح›› و ‹‹ ارغوان›› آموختم. به روزی بارانی، بارانی... نگفته بودیم ببار، اما می‌بارید. چنان می‌بارید تا به استخوان‌های برهنه برسد و جان‌های لولی را مجموع کند. سرگشته ‹‹حافظیه››، به سنگ مرمر گور... نگاه نینداختم. گفتم با آن گنبدی که بر تو ساخته‌اند، دوباره از آسمان و حسرت فرشتگان محرومت کرده‌اند...

مرکز
9789643054205
۱۳۸۶
۲۴۸ صفحه
۱۴۰۴ مشاهده
۲ نقل قول
شهریار مندنی‌پور
صفحه نویسنده شهریار مندنی‌پور
۷ رمان شهریار مندنی‌پور رمان‌نویس و داستان‌نویس ایرانی است؛ از نویسندگان مهم داستان معاصر فارسی است. او با شیراز، ایران پیوند دارد و همین زمینه در نگاه و جهان آثارش رد پیدا کرده است. آثار او به عشق، سانسور، جنگ، زبان و بازی‌های روایی توجه جدی دارند. مندنی‌پور نثری شاعرانه و تجربه‌گرا دارد و با فرم روایت، صدا و لایه‌های زبان کار می‌کند. او از نویسندگانی است که داستان فارسی را به سمت روایت‌های پیچیده‌تر و خودآگاه‌تر برده‌اند. برای خواننده فارسی، آثارش نیاز به حوصله و همراهی ...
دیگر رمان‌های شهریار مندنی‌پور
مومیا و عسل
مومیا و عسل
کتاب ارواح شهرزاد (شگردها و فرم‌های داستان نو)
کتاب ارواح شهرزاد (شگردها و فرم‌های داستان نو) هر شبانگاه که امیری امر می کند: قصه بگو! و شهرزاد لبان کلمه می‌گشاید به گفتن، امیری می‌میرد؛ و هر سحرگاه که شهرزاد لب فرو می‌بندد، کلمه می‌میرد و داستان‌نویسی زاده می‌شود... در "کتاب ارواح شهرزاد" پندار، گفتار و کردار داستان، به دو شیوه آکادمیک و آموزش تجربی ـ کارگاهی به هم آمیخته شده، بر این باور که تلاش برای انتقال ...
ماه نیم‌روز
ماه نیم‌روز در آسمان، گاه به نیم‌روز، ماه زلالی دیده می‌شود: گویی شاهدی مشرقی است در کنار خورشید واقعیت. داستان‌های این مجموعه ـ خیره به چشم پلنگی که خون کودک انسان را در رگ دارد؛ کیمیا و عشق در مه جنگل‌های بلوط؛ ظهور ناگهانی سه مسافر در هواپیمایی اوج گرفته؛ گفت و گو در کنار چاهی بی‌انتها؛ و برای کوسه‌ها، رد خون ...
هشتمین روز زمین
هشتمین روز زمین «... صبح روزی، اوایل پاییز که سواران توفان و رعد و برق در افق دور محو شده بودند و سطوح زیر آسمانی بی‌لکه با شفافیتی ماقبل تاریخی می‌درخشیدند، خبر کوتاهی در روزنامه محلی ما درج شد: «شب گذشته، یکی از کارمندان صدیق و خدمتگزار اداره باستان‌شناسی، حین انجام وظیفه دچار سانحه گردید و جان باخت. کارکنان روزنامه این واقعه الم‌بار ...
مشاهده تمام رمان های شهریار مندنی‌پور
مجموعه‌ها