رمان نوجوان

شیر کمد جادوگر (ماجراهای نارنیا)

(The lion the witch and wardrobe)

صدای اصلان بلند شد: زود باشید! زود باشید! قنطورس‌ها! عقاب‌ها! یک گرگ دیگر هم در بین بوته‌ها می‌بینم. همان‌جا پشت سرتان، همین حالا گریخت. همه به دنبالش بروید. او نزد بانویش می‌رود. الان بهترین فرصت است که ساحره را بیابید و چهارمین پسر آدم را نجات دهید.

هرمس
9789647100052
۱۳۸۴
۱۷۲ صفحه
۱۷۰۲ مشاهده
۰ نقل قول
کلایو استیپلز لوییس
صفحه نویسنده کلایو استیپلز لوییس
۱۹ رمان کلایو استیپلز لوییس، نویسنده، منتقد و الهی‌دان ایرلندی-بریتانیایی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به فانتزی، ایمان، اخلاق، کودکی و اسطوره نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد ادبیات چطور می‌تواند از تجربه‌ای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد. مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیت‌ها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آن‌ها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که به متن عمق می‌دهد. از آثار یا ...
دیگر رمان‌های کلایو استیپلز لوییس
شاهزاده کاسپین (ماجراهای نارنیا)
شاهزاده کاسپین (ماجراهای نارنیا) ماجراهای نارنیا از هفت کتاب مستقل پدید آمده است که خواننده می‌تواند آن‌ها را به دنبال هم و یا جدا از هم بخواند و از حوادث در هم تنیده و تخیل بر‌انگیز آن‌ها لذت ببرد. این هفتگانة جذاب و پرهیجان سال‌هاست که در سراسر جهان با استقبال گرم و روزافزون نوجوانان جهان روبه‌رو شده است.
ماجراهای نارنیا 2 (5 تا 7)
ماجراهای نارنیا 2 (5 تا 7) .
خواهرزاده جادوگر (ماجراهای نارنیا 1)
خواهرزاده جادوگر (ماجراهای نارنیا 1) نویسنده در آغاز داستان می‌گوید: این داستان بسیار مهم است، زیرا معلوم می‌کند که رفت و آمدهای میان دنیای ما و سرزمین نارنیا اولین بار چگونه آغاز شد. دو کودک پلی و دیگوری، در یکی از خیابان‌های قدیمی لندن، در همسایگی هم زندگی می‌کنند. یک بعد از ظهر سرد و نمناک، مشغول اکتشاف خانه‌شان می‌شوند و در یکی از انبارهای خانه، ...
آخرین نبرد (ماجراهای نارنیا 7)
آخرین نبرد (ماجراهای نارنیا 7) موجودات با سکوتی ترسناک منتظر شنیدن خبرهای بد تازه‌ای شدند که بنا بود بر سرشان نازل شود. گروه کوچک کنار دیوار اسطبل هم نفس‌هایشان را در سینه حبس کردند. این‌بار دیگر چه خبر تازه‌ای بود؟
کشتی سپیده پیما (ماجراهای نارنیا)
کشتی سپیده پیما (ماجراهای نارنیا) مرد غریبه با عصبانیت پا به زمین کوبید و گفت: ای احمق‌ها! همین حرف‌ها بود که مرا به این جزیره کشاند، ولی کاش بین را غرق می‌شدم یا اصلا به دنیا نیامده بودم. می‌شنوید چه می‌گویم؟ اینجا رویاها - رویاها، می‌فهمید؟‌ زنده می‌شوند، واقعیت پیدا می‌کنند. نه آرزوها، خواب‌ها.
مشاهده تمام رمان های کلایو استیپلز لوییس
مجموعه‌ها