رمان خارجی

مرگ در میان ابرها

(Death in the clouds)

در این مجموعه 25 داستان جنایی پلیسی وجود دارد که قهرمان داستان‌ها هرکول پوآرو کاراگاه مورد علاقه آگاتا کریستی است. او در عین آرامش وخونسردی و با صبری بی‌پایان در آخرین لحظه‌ها پرده از رازهای جنایاتی هولناک بر‌می‌دارد و با ذکاوتی سرشار قاتل را معرفی می‌کند.

هرمس
9789643634629
۱۳۸۷
۳۰۶ صفحه
۱۸۶۵ مشاهده
۰ نقل قول
آگاتا کریستی
صفحه نویسنده آگاتا کریستی
۱۲۰ رمان آگاتا کریستی، نویسنده انگلیسی رمان‌های جنایی است؛ نویسنده‌ای که نامش با هرکول پوآرو، خانم مارپل و نمایشنامه «تله موش» برای بسیاری از خوانندگان آشنا شده است. او در سنت ادبی خود فقط یک نام فهرستی نیست و صدایی دارد که از دل تجربه، زمانه و شیوه روایتش شکل گرفته است. زندگی او از Torquay, Devon, England آغاز شد و همین زمینه فرهنگی، در کنار مسیر حرفه‌ای‌اش، به آثارش رنگ و بافتی مشخص داد. دانستن این پس‌زمینه کمک می‌کند جهان نوشته‌هایش خشک ...
دیگر رمان‌های آگاتا کریستی
قتل در قطار سریع‌السیر شرق
قتل در قطار سریع‌السیر شرق خانم آگاتا کریستی بدون شک پرآوازه‌ترین نویسنده داستان‌های پلیسی جنایی در سراسر جهان است. قهرمان بسیاری از داستان‌های او یک کاراگاه باهوش کوتاه قد و بذله‌گوی بلژیکی به نام هرکول پوارو است که نظیر خالق خود، در بین ادبیات پلیسی، شهرت و محبوبیت فراوانی دارد.
مهمانی شوم
مهمانی شوم اولین قتل در خانه سر چارلز صورت می‌گیرد. این حادثه در خلال یک ضیافت شام رخ می‌دهد. قربانی مرد دوست‌داشتنی و محترمی است از جامعه روحانیت و اهل کلیسا، به نام وری استیفان بابینگتون. نکته مهم و قابل اهمیت و تعجب‌انگیز این قتل در این واقعیت نهفته است که هیچ یک از حاضران کمترین کینه و تنفری از کشیش بابینگتون ...
خانه‌ای در شیراز
خانه‌ای در شیراز غرغر و دعوا و فریادی غضب‌آلود که آخر با این کلاه من چه‌کار دارید و صدای به‌ هم خوردن در و آقای پکینگتون که راه افتاد تا به قطار ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه سیتی برسد. خانم پکینگتون سر میز صبحانه نشست. با صورتی برافروخته لبهایش را ورچیده بود و اگر این آخر کاری عصبانیت جای غم و ...
فیل‌ها به خاطر می‌آورند
فیل‌ها به خاطر می‌آورند خانم اولیور گفت: ـ ماجرای وحشتناکی بود، وحشتناک. با کلی آدم صحبت کردم... بله، حالا می‌فهمم که چرا هر کدامشان چیزهایی را به خاطر می‌آورند. چیزهایی که برای کشف حقیقت خیلی مفید بودند، گرچه ترتیب دادن به آن‌ها واقعا کار مشکلی بود. به جز موسیو پوآرو کی می‌تواند همیشه غیرعادی‌ترین چیزها، مثل همین کلاه‌گیس‌ها و دوقلوها را کنار هم بگذارد.
چرا از اوانس نپرسیدند
چرا از اوانس نپرسیدند بالاخره به آن توده سیاه‌رنگ مشئوم رسیدند. مردی حدودا چهل ساله که هر چند بی‌هوش به نظر می‌رسید هنوز نفس می‌کشید. دکتر قسمت‌های مختلف بدن او را معاینه کرد. نبضش را گرفت و پلکش را بالا زد. بابی سریع از جا بر خاست. مرد شروع به صحبت کرد. صدایش اصلا ضعیف نبود؛ کاملا صاف و زنگ‌دار بود. مرد گفت:‹‹چرا از اوانس نپرسیدند؟›› بعد ...
مشاهده تمام رمان های آگاتا کریستی
مجموعه‌ها