لوییجی پیراندلو نویسنده نامدار ایتالیایی در 28 ژوئن 1867 در شهر جیرجنتی در جزیره سیسیل به دنیا آمد. تحصیلات عالی را در رشته حقوق و فلسفه در دانشگاههای رم و بن در آلمان پی گرفت.لوییجی پیراندلو در سال 1934 برنده نوبل ادبیات شد و 2 سال بعد درگذشت.
۲۰ رمان
لوییجی پیراندللو، نمایشنامهنویس و نویسنده ایتالیایی و برنده نوبل است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته میشود که به هویت، نقش، واقعیت، توهم و تئاتر در تئاتر نزدیکاند. زندگی و کار او نشان میدهد که ادبیات میتواند از دل تجربههای فردی، جهانهایی عمومی و ماندگار بسازد.
مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشتههایش معمولاً شخصیتها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آنها با گذشته، ترسها، امیدها و انتخابهایی روبهرو میشوند که داستان را پیش میبرند.
از آثار ...
خمره
... پس من فرزند کائوس هستم. البته این کنایه نیست و واقعیت دارد چرا که من در سرزمینی به دنیا آمدهام در کنار جنگلی انبوه که ساکنان جیرجنتی به زبان خود، آن را کاووزو مینامیدهاند. خانوادهام به خاطر بینماری وبای هولناکی که سال 1867 در سیسیل شیوع پیدا کرد به آنجا پناه برده بودند.
پدرم آن سرزمین را به یاد اولین ...
میریام
میریام گفت: بشین، از اینکه کسی رو سرپا ببینم عصبی میشم. خانم میلر خودش را در بالش مبل فشرد و تکرار کرد: «چی میخوای؟» میدونی من فکر نمیکنم از اومدنم خوشحال شده باشی. برای دومین بار خانم میلر بیپاسخ مانده بود، دستهاش بیهدف میجنبید. میریام خندهای کرد و دوباره خودش را روی توده بالشهای مبل فشرد. خانم میلر دریافت که ...
1 عالم حرف با شما دارم...
"لوئیچی پیراندلو" در سال 1867 در جزیره سیسیل به دنیا آمد. از دوران جوانی نویسندگی را آغاز کرد. ابتدا با نوشتن داستان کوتاه و سپس رمان و نمایشنامه. او جمعا دویست و چهل و سه داستان کوتاه، هفت رمان و چهل و چهار نمایشنامه نوشته است.
"پیراندلو" در سال 1934 برنده جایزه ادبی نوبل شد. "یک عالم با شما حرف ...
بادبزن کاغذی
لوییجی پیراندلو در سال 1867 در جزیره سیسیل به دنیا آمد. از دوران جوانی نویسندگی را آغاز کرد. ابتدا با نوشتن داستان کوتاه و سپس رمان و نمایشنامه. او جمعا دویست و چهل و سه داستان کوتاه، هفت رمان و چهل نمایشنامه نوشته است. پیراندلو در سال 1934 برنده جایزه ادبی نوبل شد. «بادبزن کاغذی» سومین از مجموعه برگزیده داستانهای ...
6 شخصیت در جستجوی نویسنده
سالهاست خدمتگزاری زبر و زرنگ (انگار همین دیروز بود که آمد) در خدمت هنر من است که در حرفهاش چندان هم بیتجربه نیست:
نام او تخیل است. اندکی هتاک است و مسخره. اگر هوس کند سیاه بپوشد، بیشتر به خاطر بازیهای عجیب و غریبش است. این را همه میدانند و انکارش نمیکنند و کسی هم فکر نمیکند که همیشه تمام ...