رمان خارجی

مسیح باز مصلوب

(Le christ recrucifie)

سه‌شنبه عید پاک است. مراسم مذهبی به پایان رسیده است. روز خوبی‌ست. هوا، هم آفتابی است و هم نم‌نم باران می‌‌بارد. فضا از عطر شکوفه‌های لیمو آکنده است، درختان جوانه می‌زنند. سبزه دوباره می‌روید و مسیح از هر کلوخ روی زمین می‌تراود و مسیحیان در میدان روستا آمد و شد می‌‌کنند. دوستان با یکدیگر دیده‌بوسی می‌کنند و به هم می‌گوید: «مسیح دوباره زنده شده است.»

محمد قاضی
خوارزمی
9789644870293
۱۳۸۵
۶۴۸ صفحه
۴۱۵۲ مشاهده
۱ نقل قول
نسخه‌های دیگر
نیکوس کازانتزاکیس
صفحه نویسنده نیکوس کازانتزاکیس
۱۷ رمان نیکوس کازانتزاکیس، نویسنده و فیلسوف یونانی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به آزادی، ایمان، تن، روح، سفر و شور زندگی نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد ادبیات چطور می‌تواند از تجربه‌ای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد. مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیت‌ها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آن‌ها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که به متن عمق می‌دهد. از آثار یا ...
دیگر رمان‌های نیکوس کازانتزاکیس
کورس
کورس نیکوس کازانتزاکیس، نویسنده بزرگ یونانی، از چهره‌های برجسته روشنفکری و هنری جهان در سده بیستم است. تعدادی از رمان‌های او به فارسی ترجمه شده، اما این نخستین نمایشنامه‌ی اوست که به چاپ می‌رسد. در این نمایشنامه به پیروی از تراژدی‌های یونانی، به زبان شاعرانه، مبارزه انسان در مقابل سرنوشت و غلبه بر ضعف‌های خود را می‌بینیم، با این تفاوت که ...
زوربای یونانی
زوربای یونانی زوربا هر روز، بی‌آنکه چیزی بگوید، از صبح سفیده به کوه می‌رفت. کار نصب سیم نقاله به پایان خود نزدیک می‌شد. تیرها را در جای خود نصب کرده، سیم را کشیده و قرقره‌ها را بسته بودند. زوربا شب‌هنگام خسته و کوفته از کار برمی‌گشت، آتش روشن می‌کرد، غذا می‌پخت، و با هم شام می‌خوردیم. هر دو از بیدار کردن شیاطین ...
زوربای یونانی
زوربای یونانی زوربا هر روز، بی‌آنکه چیزی بگوید، از صبح سفیده به کوه می‌رفت. کار نصب سیم نقاله به پایان خود نزدیک می‌شد. تیرها را در جای خود نصب کرده، سیم را کشیده و قرقره‌ها را بسته بودند. زوربا شب‌هنگام خسته و کوفته از کار برمی‌گشت، آتش روشن می‌کرد، غذا می‌پخت، و با هم شام می‌خوردیم. هر دو از بیدار کردن شیاطین ...
مسیح باز مصلوب
مسیح باز مصلوب سه‌شنبه عید پاک است. مراسم مذهبی به پایان رسیده است. روز خوبی‌ست. هوا، هم آفتابی است و هم نم‌نم باران می‌‌بارد. فضا از عطر شکوفه‌های لیمو آکنده است، درختان جوانه می‌زنند. سبزه دوباره می‌روید و مسیح از هر کلوخ روی زمین می‌تراود و مسیحیان در میدان روستا آمد و شد می‌‌کنند. دوستان با یکدیگر دیده‌بوسی می‌کنند و به هم می‌گوید: ...
مشاهده تمام رمان های نیکوس کازانتزاکیس
مجموعه‌ها