رمان ایرانی

تراژدی کمدی پارس

در سالن پذیرایی، ماموران و سرگرد دبیرسیاقی مشغول حرف زدن درباره حمل جسد به پزشکی قانونی هستند، اما وقتی ما را، بخصوص مرا، با آن حال می‌بینند، کمی صبر می‌کنند. «بفرمایید بنشینید...» نمی‌فهمم چه کسی این حرف را می‌زند. روی مبل رو به روی سرگرد می‌نشینم. «کاش پام می‌شکست و دو هفته پیش به تهران نمی‌اومدم و اون‌‌رو تنها نمی‌گذاشتم.» سرگرد می‌گوید:«این‌ها دیگه تاریخ و وقایع روزگاره. شما کار داشتی، آمدی کمک کنی. از کجا می‌دونستی پدرش فوت می‌کنه...»

آسیم
9789644180361
۱۳۸۷
۴۵۶ صفحه
۹۸۶ مشاهده
۰ نقل قول
اسماعیل فصیح
صفحه نویسنده اسماعیل فصیح
۱۹ رمان اسماعیل فصیح، رمان‌نویس و مترجم ایرانی است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته می‌شود که به تهران، مهاجرت، عشق، طبقه متوسط و خاطره نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد که ادبیات می‌تواند از دل تجربه‌های فردی، جهان‌هایی عمومی و ماندگار بسازد. مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشته‌هایش معمولاً شخصیت‌ها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آن‌ها با گذشته، ترس‌ها، امیدها و انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که داستان را پیش می‌برند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او ...
دیگر رمان‌های اسماعیل فصیح
پناه بر حافظ (1 حسب حال)
پناه بر حافظ (1 حسب حال) .
ثریا در اغما
ثریا در اغما ثریا در اغما رمانی است نوشته ی اسماعیل فصیح که به مسئله ی مهاجرت و دوری از وطن می پردازد. جلال آریان ، کارمند شرکت ملی نفت ایران، برادرزاده ای به نام ثریا دارد. ثریا که درسش در فرانسه تمام شده است قصد بازگشت به ایران را دارد اما طی حادثه ای به کما می رود. بعد از این اتفاق ...
شراب خام
شراب خام آقای آرین شما از زندگی خودتان بیشتر از تمام خردمندان و مقدسات و قهرمان‌ها استفاده می‌کنید و به زندگی دیگران هم بیشتر از تمام آن‌ها استفاده مسلم می‌رسانید. فراموش نکنید که استفاده کردن از زندگی این نیست که آدم پولدار بشود، قصر برای خودش بخرد، حرمسرا درست کند، و در سهام نیویورک غول باشد. و هم‌چنین فراموش نکنید که به ...
بازگشت به درخونگاه
بازگشت به درخونگاه لئون تولستوی، رمان آناکارنینای خود را با این جمله شروع می‌کند: خانواده‌های خوشبخت به هم شبیه هستند، ولی برعکس، خانواده‌های بدبخت به هیچ‌کس شباهت ندارند جز به خودشان. این لابد قیاس درگیری من تنهاست امسال زمستان در آپارتمان خیابان تکش، با خانواده‌های دوست‌ دوران دبیرستانم دکتر شاپور ایرانفر، بیولوژیست مفلوک در درخونگاه، و علی آریان، نابرادری خودم...
مشاهده تمام رمان های اسماعیل فصیح
مجموعه‌ها