۲۲ رمان
میخاییل بولگاکف، نویسنده و نمایشنامهنویس روس است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته میشود که به طنز، سانسور، شیطان، ایمان و جامعه شوروی نزدیکاند. زندگی و کار او نشان میدهد که ادبیات میتواند از دل تجربههای فردی، جهانهایی عمومی و ماندگار بسازد.
مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشتههایش معمولاً شخصیتها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آنها با گذشته، ترسها، امیدها و انتخابهایی روبهرو میشوند که داستان را پیش میبرند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده او ...
تخممرغهای کشنده
پولایتس یکدفعه چند قدمی به عقب برگشت، رنگش مثل گچ سفید شده بود. شوکین در حالی که اسلحهاش را به دست گرفته بود، دهانش باز مانده و خشکش زده بود. سراسر گلخانه پر از جماعت زخمخوردهای از مارهای غولپیکر بود. کلافی از مارهای گرهخورده بر زمین گلخانه میخزیدند، فیسفیس میکردند، میپیچیدند و سرهایشان را به این طرف و آن طرف ...
احضار روح
بولگاکف پایبند به اصول ادبیات کلاسیک، معتقد بود ادبیات شوروی بدون بهرهگیری از ادبیات کلاسیک روسیه، رشد و شکوفایی شایستهای نخواهد داشت. او در عین وابستگی به سنتها، نقش بزرگی در ورود مدرنیته به ادبیات نوین روسیه ایفا کرد. بولگاکف رمز توسعه و پیشرفت کشور را حضور روشنفکران در تمام عرصهها میدانست.
او در آثارش از زائرها و سبکهای روایی گوناگون ...
گارد سفید
برف ریزی شروع به باریدن کرد، سپس ناگهان به دانههای بزرگ برف تبدیل شد. باد به زوزه درآمد، توفان نیز بیداد کرد. چیزی نگذشت که فضای قیرگون در دریایی از برف فرو رفت. همه چیز ناپدید شد.
سورچی فریاد زد: آه، ارباب، بیچاره شدیم: توفان شد.
آدم و حوا
یفروسیموف: آدمهای بیعقل وقتی با هم برخورد میکنند، هم دیگهرو میکشن و نابود میکنند. حتی ساکنین کره زمین رو هم حاضرن نابود کنند. یکی به این آدم توضیح بده که آیا این کار عاقلانه است؟...
داراگان: اوا، قایمش نکن! به هر حال از مجازات فرار نمیکنه، چند دقیقه زودتر یا دیرتر فرقی نمیکنه.
یفروسیموف: من فرار نمیکنم، من میخوام قبل از اینکه ...
دل سگ
پروفسور فیلیپ فلیپوویج سگی را پس از عمل جراحی به انسان تبدیل میکند و او با دل سگ به جان آدمیزاد میافتد و پروفسور از کردهاش پشیمان میشود و...