رمان نوجوان

تمشک بزرگ را بالا بیار

(The big blueberry barf off)

هشدار! این کتاب را بعد از ناهار نخوانید! برنی بریدج رئیس بچه‌های مدرسه است! او آشپز را متقاعد کرد که در رستوران میلکی وی از سبزیجات استفاده کند. مربی ورزش را راضی کرد که بچه‌ها را در کلاس ورزش از کفش‌های ورزشی پاشنه‌دار استفاده کنند. برنی همیشه نقشه‌ای در سر دارد. اما چطور شرمان آکس، همکلاسی پولدار و لوسش را وادار کرد ساعتش را به او بدهد؟ ساعتی که زمان را نشان می‌دهد، فیلم پخش می‌کند و ذرت بوداده درست می‌کند؟ اشاره‌ای کوچک: او با کمک بیست‌و پنج کیک تمشک و یک گالون استفراغ به هدفش می‌رسد!

ندا شادنظر
9789642980734
۱۳۹۰
۱۲۰ صفحه
۱۲۷۹ مشاهده
۰ نقل قول
استاین ۹۳ رمان استاین، نویسنده آمریکایی کودک و نوجوان است؛ نویسنده‌ای که نامش با مجموعه «مورمور» برای بسیاری از خوانندگان آشنا شده است. او در سنت ادبی خود فقط یک نام فهرستی نیست و صدایی دارد که از دل تجربه، زمانه و شیوه روایتش شکل گرفته است. زندگی او از Columbus, Ohio, United States آغاز شد و همین زمینه فرهنگی، در کنار مسیر حرفه‌ای‌اش، به آثارش رنگ و بافتی مشخص داد. دانستن این پس‌زمینه کمک می‌کند جهان نوشته‌هایش خشک و جدا از زندگی واقعی ...
دیگر رمان‌های استاین
غار ارواح
غار ارواح با داستان‌های مجموعه ‹‹ترس و لرز›› واقعا مو به تن آدم سیخ می‌شود. دختر و پسرهای معمولی، ولی شجاع و کنجکاو تجربه‌های بسیار ترسناکی می‌کنند... دنی و استفانی می‌خواهند سر از خانه ترسناک بالای تپه در بیاورند و راز روح بی‌سر را کشف کنند. اما روح بی‌سر بسیار پیچیده عمل می‌کند...
چگونه هیولایی را بکشیم (دایره وحشت 23)
چگونه هیولایی را بکشیم (دایره وحشت 23) .
هیولای آشپزخانه
هیولای آشپزخانه من و دانیل به همراه پدرم و مادرم تازه به خانه جدیدمان اسباب‌کشی کرده بودیم. یک روز متوجه شدیم یک موجود عجیب و خیلی کوچک که شبیه اسفنج است در آشپزخانه زیر ظرف‌شویی زندگی می‌کند. چند روز بعد فهمیدیم هر کسی این موجود را داشته باشد اتفاقات ناگواری برایش رخ می‌دهد. برای همین سعی کردیم از دست آن خلاص شویم. اما هیچ ...
نعره گربه
نعره گربه مجموعه ترس و لرز واقعا پشت خواننده را می‌لرزاند در هر یک از داستان‌های این مجموعه با چند دختر و پسر کنجکاو و شجاع آشنا می‌شوید و پا به پا آنها ماجراهای ترسناکی را پشت سر می‌گذارید. تو نور مهتاب دیدم که گربه از پشت روی زمین افتاده و سرش یک‌وری شده، پنجه‌هایش سیخ شده و تو هوا مانده بود. حتی ...
زمان وحشت
زمان وحشت آر ال استاین می‌گوید: «بعضی از داستان‌ها خیلی ترسناک‌تر از آن هستند که بتوان تعریف‌شان کرد و این داستان‌ها همان‌هایی هستند که در تاریک‌ترین گوشه‌های ذهن من زندگی می‌کنند. داستان‌هایی که عرق سرد بر تن من می‌نشانند. داستان‌هایی که باید همین حالا برای‌تان تعریف کنم... وگرنه تا ابد درونم باقی خواهد ماند!» داستانی خواهید خواند که عرق سرد بر پشت‌تان ...
مشاهده تمام رمان های استاین
مجموعه‌ها