رمان ایرانی

شمایل تاریک کاخ‌ها

حسین سناپور: شرح احوال نوشتن؛ متولد 1339. شروع داستان‌نویسی و نوشتن نقد داستان و نقد فیلم و گاهی فیلم‌نامه های کوتاه از 1363. چاپ کردن این نوشته‌ها در نشریات مختلف در همین سال‌ها و تا سال‌ها بعد.از حدود سال 1372 تا هفت سال بعد روزنامه‌نگاری در بخش‌های ادب و هنر چهار روزنامه،انتشار رمان نیمه غایب که برنده اولین دوره‌ی جایزه مهرگان و همین‌طور جایزه‌ی یلدا می‌شود.

چشمه
9789643626075
۱۳۸۸
۲۲۰ صفحه
۱۳۲۵ مشاهده
۰ نقل قول
حسین سناپور
صفحه نویسنده حسین سناپور
۹ رمان حسین سناپور نویسنده و منتقد ایرانی است؛ از چهره‌های شناخته‌شده داستان‌نویسی معاصر و رمان شهری فارسی. او در تهران به دنیا آمد و شهر، روابط انسانی و تنهایی آدم‌های امروز در آثارش حضور پررنگ دارد. سناپور در داستان‌هایش به زبان روزمره، وضعیت طبقه متوسط و پیچیدگی‌های عاطفی زندگی معاصر توجه می‌کند. رمان‌های او معمولا با حادثه‌های بسیار بزرگ شروع نمی‌شوند؛ بحران در رابطه‌ها، سکوت‌ها و تصمیم‌های کوچک شکل می‌گیرد. حضورش در نقد و آموزش داستان هم باعث شده فقط به عنوان نویسنده اثر، بلکه ...
دیگر رمان‌های حسین سناپور
ویران می‌آیی
ویران می‌آیی متولد 1339. شروع داستان‌نویسی و نوشتن نقد داستان و نقد فیلم و گاهی فیلم‌نامه‌های کوتاه از 1363. چاپ کردن این نوشته‌ها در نشریات مختلف در همین سال‌ها و تا سال‌ها بعد. از حدود سال 1372 تا هفت سال بعد روزنامه‌نگاری در بخش‌های ادب و هنر چهار روزنامه. اولین کتاب‌های چاپ شده، داستان‌های بلندی برای نوجوانان: پسران دهکده (1369، انتشارات سروش)، ...
نیمه غایب
نیمه غایب
آتش
آتش هر چند معمولا وقت‌شناسی را مهم‌ترین عامل داشتن یک سفر خوب می‌دانیم، من اغلب آرزو داشته‌ام هواپیمایم تاخیر داشته باشد تا ناچار شوم وقت بیشتری را در فرودگاه بگذرانم. کمتر پیش آمده این آرزو را با دیگران در میان بگذارم... آقایی که با من تماس گرفته بود توضیح داد که شرکتش اخیرا علاقه‌ای به ادبیات پیدا کرده و تصمیم گرفته ...
لب بر تیغ
لب بر تیغ درخت‌ها و باد. خم و راست می‌شوند شاخه‌ها. تاب می‌خورند، پیچ می‌خورند و بر می‌گردند سرجاشان. سر پدرش داد زده بود. واقعا داد زده بود؟ چه‌طور این جوری شده بود؟ کی از توی دهان او آن‌طور داد زده بود. این دهان حالا مال کی بود؟ با این دهان نبود که به‌هم می‌خندیدند وقتی با هم می‌رفتند پارک؟ اگر مادر نمرده ...
خاکستر
خاکستر تاریکی است که می‌گذارد ببینیم. خودمان را ببینیم و این شتاب مهمل را؛ جلو زدن و ویراژ دادن میان دیگران، که همان اطوار تن است، منتها با ماشین، که شکل خوش‌اندام‌تر و کم‌تر صدمه‌پذیر تن‌مان است. همین‌قدر هم‌‌شناس‌‌ایم برای هم، که کمی آن سوتر از تاریکی خودمان، لحظه‌یی صورت محوی را از پشت شیشه کناری‌اش می‌بینیم که تا پنچره آن‌سومان ...
مشاهده تمام رمان های حسین سناپور
مجموعه‌ها