رمان نوجوان

قصه‌های سرزمین اشباح 7

(The saga of daren shan)

دارن شان شاهزاده اشباح، برای انجام ماموریتی کوهستان اشباح را ترک می‌کند که شاید به مرگ او ختم شود. او یکی از برگزیدگانی است که باید به تعقیب ارباب شبح‌واره‌ها برود. اگر او را نابود کند، پیروز است و اگر شکست بخورد، قبیله اشباح را به کام مرگ می‌برد.

سوده کریمی
قدیانی
9789644177835
۱۳۹۰
۲۲۴ صفحه
۲۹۴۹ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
دارن شان ۴۸ رمان دارن شان، نویسنده ایرلندی ادبیات نوجوان و فانتزی تاریک، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در لندن به دنیا آمد و با هویت ادبی ایرلندی شناخته شد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با نوشتن داستان‌های ترسناک و فانتزی برای نوجوانان شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او ...
دیگر رمان‌های دارن شان
قصه‌های سرزمین اشباح 12 (پسران سرنوشت)
قصه‌های سرزمین اشباح 12 (پسران سرنوشت) سرانجام زمان آن فرا رسیده است که دارن با دشمن بزرگ خود، استیو لئوپارد، رو در رو شود. یکی از آنها خواهد مرد. دیگری ارباب سایه‌ها می‌شود و جهان را به نابودی می‌کشد. آیا سرنوشت جهان تغییر ناپذیر است؟ آیا دارن می‌تواند آینده‌ای دیگر بسازد؟
قصه‌های سرزمین اشباح 3 (دخمه خونین)
قصه‌های سرزمین اشباح 3 (دخمه خونین) دارن شان پسری است که همه گمان می‌کنند مرده است. اما او دستیار شبحی به نام آقای کرپسلی شده و همراه دوستش، ایورا، به شهر دیگری رفته است. دارن و دوستش با خبر می‌شوند که جسدهای عجیبی در گوشه و کنار شهر کشف شده است، گویی خون همه اجساد را کشیده بودند. آنها تصور می‌کنند که آقای کرپسلی این قربانیان ...
قصه‌های سرزمین اشباح 4
قصه‌های سرزمین اشباح 4 دارن شان پسری است که همه گمان می‌کنند مرده است. اما او دستیار شبحی به نام آقای کرپسلی شده است. دارن و آقای کرپسلی راه دشواری را پشت سر می‌گذارند تا خود را به کوهستان اشباح، مقر همه اشباح جهان برسانند. هر کدام از ساکنان این کوهستان چند صد سال زندگی کرده و همیشه درگیر مبارزه‌ای مرگ‌بار بوده‌اند. آنها می‌خواهند ...
قصه‌های سرزمین اشباح (مجموعه سوم)
قصه‌های سرزمین اشباح (مجموعه سوم)
دریای خون (حماسه کرپسلی 2)
دریای خون (حماسه کرپسلی 2) لارتن از هیچ چیز مطمئن نبود. اختیارش را به گام‌های خود سپرده بود تا او را به هر سو که می‌خواهند بکشند... ناگهان چادر بزرگ و برافراشته‌ی جادوگر را دید. ایوانا منتظرش بود. او می‌توانست به سردرگمی‌های شبح پایان دهد، می‌توانست او را به جایی برگرداند که به آن تعلق داشت، می‌توانست به او هشدار دهد تا از حادثه‌ای خونبار و ...
مشاهده تمام رمان های دارن شان
مجموعه‌ها