مجموعه داستان خارجی

زیرخاکی

البته آن‌وقت نمی‌دانستیم خانه کی پا گذاشته‌ایم. بعدها فهمیدم. همین‌طوری اتفاقی وارد خانه شده بودیم. چیزهایی برای خودمان جمع کرده بودیم که ببریم از آنجا. نمی‌دانم یونس بود یا قاسم، که چشمش افتاده بود به عکس‌ها. چندتایی می‌شدند. قاتی مجله‌های زن روز و روزنامه‌های زرد شده بودند.

افق
9789643697105
۱۳۹۰
۱۲۸ صفحه
۶۳۳ مشاهده
۰ نقل قول
مجید قیصری
صفحه نویسنده مجید قیصری
۱۴ رمان مجید قیصری، نویسنده ایرانی است و نامش با آثاری پیوند خورده که به جنگ، خاطره، اخلاق، جامعه و زندگی پس از بحران نزدیک‌اند. این معرفی قرار نیست فهرست‌وار باشد؛ مهم‌تر این است که بفهمیم خواننده چرا به سمت کتاب‌های او می‌رود. در کار او، روایت معمولاً از یک نیاز روشن شروع می‌شود: گفتن قصه، ساختن جهان، ثبت تجربه، یا نزدیک شدن به مسئله‌ای انسانی. همین نقطه شروع باعث می‌شود متن فقط اطلاعات ندهد و حال‌وهوایی مستقل پیدا کند. از آثار یا زمینه‌های ...
دیگر رمان‌های مجید قیصری
طناب‌کشی
طناب‌کشی زن خیال‌بافت، پرافاده، هیچ‌کس دوستش ندارد. مغرور، پشت هر کلامش یک استغفرالله خوابیده. به دروغ. کسی که سرش همیشه بالاست و کیف دستی‌اش پر از پول، خدا ار نمی‌شناسد. خرج خانه پدری‌اش را او می‌دهد.اما هیچ‌کس دوستش ندارد. هر وقت اسمی از او می‌آید همه رو ترش کرده، گره در ابروهای‌شان می‌اندازند. انگار از وبا، از یکی از بیماری مسری ...
برف کهنه برف نو
برف کهنه برف نو «برف کهنه، برف نو» نوشته‌ی مجید قیصری شامل هفت داستان کوتاه با موضوع پیامدهای جنگ است؛ روایت مهاجرت درونی انسان از زندگی به جنگ و بازگشت دشوار از آن؛ بازگشتی که سایه‌اش تا ابد روی روابط انسانی باقی می‌ماند. در این مجموعه داستان زندگی انسان‌هایی روایت می‌شود که به شکل‌های مختلف، با ویرانی خانه و ذهن، ترس، تنهایی و فقدان ...
جشن همگانی
جشن همگانی این صحنه‌ها کار من است، قبول دارم، دیگر نمی‌خواهد تمام پوشه را نشانم بدهید. هر چند تا عکس ضمیمه پرونده کرده‌اید قبول دارم. کاغذ بیاورید تا امضا کنم. اگر خواستید انگشت می‌زنم که تمام این صحنه‌های اجرا شده ایده من بوده. اما نمی‌فهمم چرا شما شاخ نبات را از من می‌خواهید؟
3 کاهن
3 کاهن حالا ستاره‌ها با او بازی می‌کنند. به دست بادش داده‌اند و فراموش کرده‌اند. حالا کجاست؟ راه کدام است؟ به کدام سوی می‌رود؟ هیچ‌چیز پیش دیدش دیدار نیست. این سقف بی‌کرانه کجا، آن کجا؟ خیمه روزانه‌ای دارد به بیرون، اول و آخری دارد، ولی اینجا، این تاریکی، نه شروعی دارد نه پایانی، یا هر طرف شروع است و هر لحظه شاید ...
گور سفید
گور سفید مجید قیصری، در گور سفید، داستان دو برادر را روایت می‌کند: یکی خشکه مقدس و رهبر گروه افراطی که می‌خواهند به هر وسیله‌ای فساد را از روی زمین محو کنند؛ دیگری برادری که دل به کسی باخته و سودایی دیگر در سر دارد.
مشاهده تمام رمان های مجید قیصری
مجموعه‌ها