رمان خارجی

عطیه برتر

(O dom supermo.)

عشق زندگی است. عشق هرگز خطا نمی‌کند، و زندگی، تا زمانی که عشق هست به خطا نمی‌رود. دربنیان تمامی مخلوقات، عشق همچون عطیه برتر حاضر است. زیرا هنگامی که هر چیز دیگری به پایان می‌رسد، عشق می‌ماند.

آرش حجازی
کاروان
9789647033213
۱۳۸۷
۱۴۴ صفحه
۳۶۲۱ مشاهده
۰ نقل قول
پائولو کوئیلو
صفحه نویسنده پائولو کوئیلو
۶۷ رمان پائولو کوئیلو نویسنده برزیلی است که نامش برای بسیاری از خوانندگان با رمان «کیمیاگر» گره خورده است. او در ریو دو ژانیرو به دنیا آمد و پیش از شهرت جهانی، تجربه‌هایی در ترانه‌سرایی، روزنامه‌نگاری و تئاتر داشت. مسیر زندگی او همیشه خطی و آرام نبود؛ جست‌وجو، سفر، بحران‌های شخصی و میل به معنا در زندگی‌اش پررنگ بود. همین تجربه‌ها بعدها در داستان‌هایش به شکل سفرهای درونی، نشانه‌ها و تصمیم‌های سرنوشت‌ساز برگشتند. «کیمیاگر» او را به نویسنده‌ای جهانی تبدیل کرد؛ کتابی ساده و ...
دیگر رمان‌های پائولو کوئیلو
یادداشت‌های روزانه 1 عصیانگر (2015 تا 2018)
یادداشت‌های روزانه 1 عصیانگر (2015 تا 2018) تاکنون ده‌ها ترجمه از آثار پائولو کوئیلو منتشر شده است و میلیون‌ها نفر خواننده دارد. نویسنده‌ای که داستان‌هایی از سراسر دنیا را با زبانی ساده و دل‌نشین بازگو می‌کند؛ داستان‌هایی که ما نیز با بسیاری از آن‌ها آشنا هستیم و احتمالا بارها شنیده‌ایم، اما بازخوانی آن‌ها در فرهنگ‌های مختلف و با روش نگارش کوئیلو زیبا و دل‌پذیر است. آن‌چه او ...
زهیر
زهیر زهیر یک رمان است که نام آن از داستان EL Zahir «خورخه لوئیس بورخس» اقتباس شده است. بورخس مفهوم زهیر را متعلق به سنت اسلامی می‌داند و حدس می‌زند در آغاز سدة هجدهم مطرح شده باشد. زهیر به عربی یعنی بیش از حد تابناک، مرئی، حاضر، چیزی که نمی‌توان نادیده‌اش گرفت. چیزی یا کسی که وقتی برای اولین بار با ...
عشق ورای ایمان
عشق ورای ایمان اگر قدرت پیامبران را داشته باشم و از تمام رموز و دانش‌ها آگاهی داشته باشم یا حتی اگر ایمانی داشته باشم که بتوانم با آن کوه‌ها را جابجا کنم، ولی فاقد عشق باشم، در واقع «هیچ هستم»...
ورونیکا تصمیم می‌گیرد بمیرد
ورونیکا تصمیم می‌گیرد بمیرد این رمان ماجرای دختر جوانی است به نام ورونیکا که با وجود داشتن یک زندگی به ظاهر رضایت‌بخش، اقدام به خودکشی می‌کند، زیرا به دلیل احساس خلاء در وجودش، زندگی را مطابق میل خود نمی‌یابد. اما اطرافیان، او را که با خوردن قرص دست به خودکشی زده، روانه بیمارستان می‌کنند. او که اینکه از مرگ نجات پیدا کرده، خود را ...
جاسوس
جاسوس در زمان کودکی، پدر و مادرم مجبورم کردند تا پیانو یاد بگیرم، کاری که از آن متنفر بودم. زمانی که از خانواده جدا شدم؛ همه آن‌چه را که آموخته بودم، فراموش کردم به جز یکی: اگر سازت کوک نباشد، نواختن اکثر ملودی‌های زیبای جهان به آهنگی گوش‌خراش تبدیل می‌شوند. زمانی که در وین بودم و خدمت نظام‌وظیفه را انجام می‌دادم، ...
مشاهده تمام رمان های پائولو کوئیلو
مجموعه‌ها