رمان خارجی

مرگ ایوان ایلیچ

(The death of ivan ilych)

در عمارت بزرگ دادگستری، هنگام رسیدگی به دعوای خانواده ملوینسکی دادستان و اعضای دادگاه طی زمان تعطیل جلسه برای تنفس در اتاق ایوان یگورویچ شبک گرد آمده بودند و بحث به پرونده پر سر و صدای کراسوسکی کشیده بود. فیودور واسیلی یویچ با حرارت بسیاری می‌کوشید ثابت کند که دادگاه صلاحیت رسیدگی به این پروند را ندارد و ایوان یگورویچ سر حرف خود پافشاری می‌کرد که دارد. اما پیوتر ایوانویچ که از ابتدا به بحث وارد نشده بود توجهی به آن چه می‌گفتند نداشت و سر خود را به خبرنامه‌ای که تازه آورده بودند گرم کرده بود. گفت آقایان ایوان ایلیچ هم مرد.

سروش حبیبی
چشمه
9789643625849
۱۳۸۹
۱۰۴ صفحه
۲۱۴۲ مشاهده
۷ نقل قول
نسخه‌های دیگر
لئو تولستوی
صفحه نویسنده لئو تولستوی
۵۹ رمان لئو تولستوی نویسنده روس و یکی از بزرگ‌ترین چهره‌های ادبیات جهان است. او در یاسنایا پالیانا به دنیا آمد و زندگی‌اش میان اشرافیت روسی، تجربه جنگ، بحران‌های اخلاقی و جست‌وجوی معنوی گذشت. تولستوی در رمان‌هایش جامعه، خانواده، جنگ، عشق و ایمان را با جزئیاتی شگفت‌انگیز کنار هم می‌آورد. او به جای ساختن قهرمان‌های ساده، آدم‌هایی می‌آفریند که درونشان پر از تردید، میل و تناقض است. «جنگ و صلح» و «آنا کارنینا» از شاهکارهای او هستند. این آثار نه فقط داستان چند شخصیت، ...
دیگر رمان‌های لئو تولستوی
جنگ و صلح 2 (2 جلدی)
جنگ و صلح 2 (2 جلدی) جنگ و صلح را، اگر نه بزرگترین رمان عصر ما ، دست‌کم یکی از بزرگترین آن‌ها دانسته‌اند: داستانی به مانند جهانی که در آن شخصیت‌های بسیاری هر یک با شوری خاص در افت و خیزند. اقیانوسی انسانی، با جریان‌های بی‌شمار و درهم‌پیچیده که در ورای آن روحی مقتدر طوفان‌ها می‌انگیزد و فرو می‌خواباند و باز به پا می‌دارد. تالستوی در ...
پدر سرگی
پدر سرگی مادر همراه پسرش رفت و یک ماه بعد نوجوان شفا یافت. و در آن ناحیه معروف شد که نفس مقدس پیر پارسا پدر سرگی (و این لقب تازه او بود) شفابخش است. از آن به بعد هفته‌ای نمی‌گذشت که حاجت‌مندانی به نزد او نیایند و بیماران خود را نیاورند و از او شفا نخواهند و چون یک بار تسلیم شده ...
آناکارنینا 2 (2 جلدی)
آناکارنینا 2 (2 جلدی) الکسی الکساندرویچ با خود گفت: بنابراین، مسائل مربوط به احساسات او و از این قبیل مربوط به وجدان اوست که من حق دخالت در آن را ندارم. وظیفه من به روشنی مشخص است. من رئیس خانواده‌ام و باید او را هدایت کنم و از این لحاظ تا اندازه‌ای مسئوولم، وظیفه دارم خطری را که مشاهده می‌کنم به او نشان دهم، ...
عشق چنین زایل می‌شود و چند داستان دیگر
عشق چنین زایل می‌شود و چند داستان دیگر روز 28 اکتبر 1910 تولستوی تا پاسی از شب در اتاق خود تنها نشسته و چیزی نوشته بود. چندی پس از نیمه شب، که تازه به خواب رفته بود، صدایی در اتاق خویش شنید و چون چشم گشود، زنش را دید که آمده و در آنچه نوشته است، وارسی می‌کند که مبادا از او بد گفته باشد در آنجا میان ...
پس از مجلس رقص و 4 داستان دیگر
پس از مجلس رقص و 4 داستان دیگر
مشاهده تمام رمان های لئو تولستوی
مجموعه‌ها