بعدازظهر یکی از روزهای سرد ژانویه 1866 بود. اسکارلت در دفتر نشسته و به عمه پتی نامه مینوشت و توضیح میداد که چرا نمیتوانند به آتلانتا بیاید و با او زندگی کنند. درهم و برهم مینوشت زیرا میدانست عمه پتی فقط سه چهار سطر اول را میخواند....
۳ رمان
مارگارت میچل، رماننویس آمریکایی است؛ کسی که در آثارش میتوان هم رد علاقه به قصه را دید و هم توجه به اندیشه، اخلاق یا تجربه انسانی. همین ترکیب، نوشتههای او را از معرفی کوتاه و ساده فراتر میبرد.
او در دل سنت ادبی و فرهنگی خود رشد کرده و بخشی از اهمیتش هم از همین زمینه میآید. با این حال، آثارش فقط برای همان فرهنگ نوشته نشدهاند و برای خوانندگان دورتر هم راه ورود دارند.
در نوشتههای او زبان نقش مهمی دارد؛ ...
بر باد رفته 1 (2 جلدی)
اسکارلت آواها زیبا نبود، اما مردانی مثل دوقلوهای تارلتون که شیفته جذابیت او بودند کمتر متوجه این نکته میشدند. در چهرهاش آمیزهای از سینمای ظریف و اشرافی مادری فرانسوی و صورت متین و شاداب پدر ایرلندی مشاهده میشد. ترکیب چانه و آروارهاش سیمایی جذاب بهوجود میآورد. از چشمهایش سبزی روشنی بیرون میریخت که از رنگ میشی فاصله میگرفت و مژگان ...
بر باد رفته
اسکارلت سعی کرد به مو شکافیهای دقیق رفتارش که رت آنها را مو به مو میگفت نخندد، اما نتوانست جلوی خندهاش را بگیرد. رت دوباره روی صندلی نشست و پاهای بلندش را دراز کرد.
“ خب، حالا در مورد فقرت حرف بزن. این جانور، فرانک تو رو با حرفاش در مورد آیندهاش فریب داد؟ اون باید خیلی تقلا کرده باشه تا ...