مجموعه داستان خارجی

مسخ و داستان‌های دیگر به همراه پیام کافکا

رساترین تعریفی که می‌توانیم از هنر به دست دهیم این است: زیبایی به اضافه دریغ. هر جا زیبایی هست، دریغ هم هست، به این دلیل ساده که زیبایی محکوم به فناست. زیبایی همیشه می‌میرد، وقتی ماده بمیرد، رفتار هم می‌میرد، وقتی فرد بمیرد، جهان هم می‌میرد. اگر کسی مسخ کافکا را چیزی بیش از یک خیالپردازی حشره شناسانه بداند، به او تبریک می‌گویم چون به صف خوانندگان خوب و بزرگ پیوسته است.

صادق هدایت
جامی
9789647468848
۱۳۸۸
۲۲۴ صفحه
۱۹۹۰ مشاهده
۰ نقل قول
فرانتس کافکا
صفحه نویسنده فرانتس کافکا
۵۴ رمان فرانتس کافکا، نویسنده آلمانی‌زبان اهل پراگ، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در پراگِ امپراتوری اتریش-مجارستان به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با کار اداری، نوشتن شبانه و زیستن در حاشیه زبان و هویت شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با ...
دیگر رمان‌های فرانتس کافکا
نامه ها به اوتلا و خانواده
نامه ها به اوتلا و خانواده این کتاب حاوی صدوبیست نامه کافکا است، از سال ۱۹۰۹ تا چند روز پیش از مرگش در سال ۱۹۲۴، به کوچکترین و عزیزترین و نزدیکترین خواهرش اوتلا، همراه با وقفه‌هایی گاه کوتاه و گاه طولانی. اوتلا تنها فرد خانواده بود که کافکا به او اعتماد کامل داشت. از این رو سخنی به‌گزاف نخواهد بود اگر مدعی شویم این نامه‌ها چهره ...
گزارشی برای 1 آکادمی
گزارشی برای 1 آکادمی کافکا داستان گزارشی برای 1 آکادمی را در سال 1917 میلادی یعنی در واقع 5 سال بعد از انتشار داستان مسخ به رشته تحریر درآورد.در میان منتقدین در این موارد اختلاف نظر به وجود آمد که آیا آنجا یک میمون به انسان تبدیل می‌شود ؟ و آیا پتر قرمزی میمون است یا انسان؟ و یا شاید هم هیچ ...
تئاتر اکلاهما
تئاتر اکلاهما «تئاتر اوکلاهما» قطعه‌ای کوتاه اما به‌شدت فشرده و نمادین از فرانتس کافکاست که در اصل فصل پایانی رمان ناتمام او «آمریکا» یا «مردی که ناپدید شد» را تشکیل می‌دهد. هرچند این متن در نسخه‌های مدرن اغلب به‌صورت مستقل و در حجمی حدود ۶۰ تا ۷۰ صفحه منتشر می‌شود، اما جایگاه آن در منظومه فکری کافکا بسیار فراتر از یک فصل ...
نقب
نقب ((نقب)) یکی از واپسین داستان های ناتمام کافکاست. کمتر از یک سال بعد از نوشتن این داستان، کافکا رخت از جهان بر می بندد. زمان نوشتن داستان زمستان 1923 است. کافکا در داستان «نقب» فرانتس کافکا، ماجرای جانوری شبیه موش کور را تعریف می کند که برای رهایی از جهان بیرون، تصمیم می گیرد جای امنی برای خود در دل ...
دیوار
دیوار توم بی‌آنکه به من نگاه کند دستم را گرفت. ‹‹پابلو من از خودم می‌پرسم... از خودم می‌پرسم آیا راست است که آدم نیست و نابود می‌شود؟›› من دستم را بیرون کشیدم و گفتم:‹‹کثافت‌مآب. میان پایت را نگاه کن.›› به قدر یک حوضچه آب بین پاهایش بود و قطره‌ها از شلوارش می‌چکید. به حال وحشت‌زده گفت: این چیست؟ گفتم تو شلوارت شاشیدی. از جا در رفت و ...
مشاهده تمام رمان های فرانتس کافکا
مجموعه‌ها