۵۹ رمان
شل سیلوراستاین، شاعر، نویسنده و تصویرگر آمریکایی، از چهرههای شناختهشده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در شیکاگو به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبانهای مختلف گره خورده است.
مسیر کاری او با کاریکاتور، ترانهنویسی و کتابهای کودک شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرمکننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغههای شخصی او تبدیل شوند.
شهرت او بیش از همه با «درخت بخشنده»، «جایی که پیادهرو تمام میشود» ...
من و دوست غولم
عمویم گفت: "چه جوری به مدرسه میروی؟"
گفتم: " با اتوبوس"
پوزخندی زد و گفت: "من وقتی همسن تو بودم،
ده کیلومتر پیاده میرفتم."
عمویم گفت: " چقدر بار را میتوانی بلند کنی؟"
گفتم : " یک گونی برنج"
پوزخندی زد و گفت: " من وقتی همسن تو بودم،
یک گاری را به حرکت در میآوردم و یک گوساله را بلند میکردم."
عمویم گفت: " تا حالا چند ...
دیدار قطعه گمشده با دایره کامل
قطعه گمشده تنها نشسته بود...
منتظر کسی بود
که بیاید
و او را با خود به جایی ببرد
بعضیها مناسب بودند...
ولی نمیتوانستند قل بخورند
دیگران میتوانستند قل بخورند
ولی نامناسب بودند
عاشقانهها گزیده ترانههای شل سیلوراستاین
شبخوش، سبزه
که سر بر بالش گذاشتهای و در خوابی
پردهها را میکشم
تا سرما نخوری
فردا با هم
درباره کارهایمان با هم حرف میزنیم
از خیلی خوب به خیلی بد
اسم واقعی من گیلپیج است قدم 84 سانتیمتر است وقتی که تصور میکنی با من دست دادی در واقع در گوشم زدی. من پسر زرب هفتم هستم از نژادی قدیمی و در شرف انقراض مرا به اینجا فرستادند تا ببینم آیا سیاره شما برای زندگی کردن جای امنی هست یا نه.