بعد از تاریکی رمان نه چندان بلندی است که زندگی شبانه توکیو را در عصر تسلط تکنولوژی دیجیتال و غرق شدن شهری در میان چراغهای نئون روایت میکند و روان آدمهایی سرگشته و مبهوت را که در چنبره چنین فضا و مکانی اسیرند میکاود.
۱۶۰ رمان
هاروکی موراکامی نویسنده ژاپنی است و از پرخوانندهترین نویسندگان معاصر جهان به شمار میآید. او در کیوتو به دنیا آمد و پیش از تمرکز کامل بر نوشتن، مدتی کافه و بار جَز اداره میکرد؛ تجربهای که رد موسیقی در آثارش را پررنگتر میکند.
جهان داستانی موراکامی معمولاً میان زندگی روزمره و امر نامنتظر حرکت میکند. شخصیتهای او ممکن است تنها، آرام و عادی به نظر برسند، اما ناگهان وارد فضایی شوند که مرز خواب، خاطره و واقعیت در آن روشن نیست.
آثاری ...
او چگونه با خودش حرف میزد انگار شعری از حفظ میخواند
روزنامه سانفرانسیسکو خطاب به خوانندگان داستانهای موراکامی مینویسد:
«هشدار! شما به نوشتههای او معتاد خواهید شد!...مجموعه داستانهای جدید او مثل همیشه پر از معما و بسیار عالی هستند.»
هنگامی که کتاب تازهای را برای خواندن انتخاب میکنیم، گاهی اوقات حتی اگر داستان جذاب هم باشد، شاید چند صفحهای طول بکشد تا جذب داستان شویم. اما این امر در مورد موراکامی صدق نمیکند! ...
به آواز باد گوش بسپار
رمان رمان به آواز باد گوش بسپار، اولین رمان هاروکی موراکامی ا ست. این رمان که در سال 1979 منتشر گردید، باعث شهرت و آوازه ی وی در ادبیات ژاپن و سایر نقاط دنیا شد. شخصیت اصلی کتاب، در حال سپری کردن تعطیلات تابستانی در خانه اش است و روزهایش را با می گساری و کشیدن سیگار به همراه شخصیتی ...
1 کیو 84 جلد2 (3جلدی)
داستان 1Q84 در سال 1984 اتفاق میافتد. اولین جلد، حوادث بین ماههای آوریل تا ژوئن و دومین جلد، رویدادهای جولای تا سپتامبر را روایت میکند. آخرین قسمت این 3 گانه نیز به روایت اتفاقات رخداده بین ماههای اکتبر و دسامبر 1984 میپردازد.
1Q84 روایتی پیچیده و سورئال است که بین داستان 2 شخصی، یکی مرد و دیگری زن که به دنبال ...
کینو
این کتاب داستانی بلند و روایت عشق تنهایی و رنج دورافتادگی انسان معاصر از علائق خویشتن است و نویسنده در این داستان از لحنی غریب و شاعرانه بهره گرفته است. در داستان می خوانیم: «مرد همیشه روی همان صندلی می نشست که در انتهای پیشخوان قرار داشت؛ البته وقتی که کسی آنجا را اشغال نکرده باشد. اما اغلب اوقات صندلی ...
هابارا کینو توکای و چهار مرد دیگر
به نظر می رسید گذر زمان طبق روال همیشه نبود. وزن خونین تمنا و شهوت و لنگر زنگ زده پشیمانی و دریغ، جریان عبور لحظات را سد کرده بود. زمان بر خلاف معمول همچون تیری از کمان جسته و شناور روی خط صاف پیش نمی رفت. باران ممتد و عقربه های گیج و پریشان ساعت، پرندگانی که همچنان در خواب ...