((تسلی ناپذیر)) یک شاهکار است... کتابی است که بیش از همه به قلب و احساس بشر اختصاص یافته و بهترین اثر ایشیگوروست.
ایشیگورو نابغهای اصیل و تمام عیار است... ((تسلی ناپذیر)) اصیلترین و عالیترین کاری است که تاکنون خلق کرده است.
۱۵ رمان
کازوئو ایشیگورو، نویسنده بریتانیایی و برنده نوبل ادبیات است و نامش با آثاری شناخته میشود که به حافظه، پشیمانی، وظیفه، هویت و سکوت عاطفی نزدیکاند. در معرفی او، بهتر است به جای جملههای کلیشهای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتابهایش برمیگرداند.
مسیر کار او نشان میدهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان میآید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمانهای پرخوانندهای که بیواسطه با مخاطب حرف میزنند.
از آثار یا زمینههای ...
وقتی یتیم بودیم
این رمان نیمه پلیسی به کندوکاو در زندگی یک کارآگاه خصوصی ژاپنالاصل که در انگلستان زندگی میکند، پرداخته است. نام شخصیت اصلی این رمان کریستوفر بنکس است. رمان در سالهای دهه 1930 میگذرد و کریستوفر بنکس مشهورترین کارآگاه انگلستان است. همه مردم لندن درباره پروندههای او صحبت میکنند. ولی معماری حل نشدهای همواره ذهنش را مشغول کرده است: معمای ناپدید ...
هرگز رهایم مکن
کازوئو ایشیگورو، نامزد جایزه بوکر، در آخرین اثر خود داستان عشق، از دسترفتگی و حقایق نهانی را روایت میکند. از همین روست که هرگز ترکم مکن خیلی زود جایش را میان بهترین آثار او باز میکند. رمان تکاندهندهای است آکنده از احساس شکنندگی انسان معاصر، خاطرات بهیاد ماندنی شخصیتهایی که رفتهرفته به حقیقت دوران کودکی به ظاهر شاد و نیز ...
بازمانده روز
این یک داستان ساده و سرراست نیست؛ در واقع بافت پیچیدهای از چند لایه داستان است که هر کدام در تراز و زمان خاص خودشان جریان دارند، و خواننده داستان باید به آنها توجه داشته باشد. لایه بالایی یا بیرونی سرگذشت مردی است به نام استیونز، که بیش از 30 سال در خانه یکی از اشراف انگلستان به نام لرد ...
هنرمندی از جهان شناور
... در طول این سالها نکات زیادی آموختهام. از تفکر درباره جهان عیش، و تشخیص زیبایی شکننده آن، بسیار آموختهام. اما حالا احساس میکنم وقتش رسیده که به مسائل دیگر بپردازم. سنسه، عقیده من این است که در زمانه دشواری مثل این، هنرمندان باید بیاموزند برای چیزهای ملموستری ارزش قائل شوند، نه آن چیزهای لذتبخشی که با نور صبحگاهی ناپدید ...
ترانههای شبانه
زمان میگذرد و وصال طعم اندوه دارد زمان میگذرد و فراق رد اندوه به جا میگذارد زمان میگذرد و شکست و موفقیت در عیار آنچه گذشته و دیگر نیست با تراز اندوه سنجیده میشود.تنها چیزی که به جا میماند موسیقی و ترانهای است که فقط به قدر چند دقیقه سیلابهای زمان و جوانی حرامشده را مهار میکند.