رمان خارجی

بیابان

(desert)

نیاکان لالای نوجوان، مردان آبی هستند، جنگ‌جویان صحرا. او که در حلبی‌آباد در حاشیه‌ بیابان زندگی می‌کند، نمی‌تواند آنها را از یاد ببرد. نیروی طبیعت و افسانه‌ها عشقش به هارتانی چوپان، فرار ناموفق‌شان به سوی بیابان، تبعید به مارسی، همه و همه روح پرفروغ او را آبدیده می‌کند. لالا، با تمام بیگاری‌اش در یک هتل پست، حاملگی، و بعد مبدل شدن به یک مانکن مشهور هرگز ایمان و شیفتگی‌اش را به بیابان از دست نمی‌دهد.

کاروان
9789648497076
۱۳۸۷
۴۱۶ صفحه
۱۲۳۷ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
ژان ماری گوستاو لوکلزیو
صفحه نویسنده ژان ماری گوستاو لوکلزیو
۱۷ رمان ژان ماری گوستاو لوکلزیو، نویسنده فرانسوی و برنده نوبل ادبیات است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به سفر، استعمار، طبیعت، کودکی و فرهنگ‌های دور نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد ادبیات چطور می‌تواند از تجربه‌ای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد. مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیت‌ها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آن‌ها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که به متن عمق ...
دیگر رمان‌های ژان ماری گوستاو لوکلزیو
ماهی طلایی
ماهی طلایی ضرب‌المثلی از سرخپوستان آزتکی می‌گوید: «اوه! ای ماهی کوچک طلایی، خیلی مواظب خودت باش! چون در این دنیا، چه فراوان قلاب‌ها و تورهایی که بر سر راهت گسترده‌اند.» داستانی که می‌خوانید ماجراهای یک ماهی طلایی آفریقای شمالی است. ماجراهای «لیلای» جوان که در شش سالگی او را دزدیده‌اند، شلاق زده‌اند و نیمه ناشنوا او را به شخصی به نام «لالااسما» ...
کسی که هرگز دریا را ندیده بود
کسی که هرگز دریا را ندیده بود مجموعه داستان‌های کتاب کسی که هرگز دریا را ندیده بود یکی از بهترین آثار ژان ماری گوستاو لوکلزیو برنده جایزه نوبل است. لوکلزیو در آثارش به روایت ‌های مختلف انسان تنها و تلاش او برای یافتن آزادی و بازگشت به جهان فردی توجه دارد. انسان در برار موقعیت‌ها چه می‌کند؟ لوکلزیو به زبانی ساده با تشریح موقعیت انسانی، راه‌های ناشناخته‌ای را در ...
موندو و داستان‌های دیگر
موندو و داستان‌های دیگر هیچ‌کس نمی‌توانست بگوید موندو از کجا آمده بود. روزی، به تصادف، بی‌آنکه کسی بفهمد، به شهر ما وارد شده و کم کم همه به وجودش خو گرفته بودند. پسرک ده ساله‌ای بود با صورتی گرد و آرام، با چشمانی زیبا، سیاه و کمی مورب. اما بیش از هر چیزی، موی او جلب توجه می‌کرد، مویی به رنگ خرمایی خاکسترگون که ...
دیه‌گو و فریدا
دیه‌گو و فریدا وقتی فریدا به خانواده خود خبر داد که قصد دارد با دیه‌گو ازدواج کند، پدرش با شوخی نیش‌داری گفت این‌کار شبیه ازدواج فیل و کبوتر است. همه نسبت به ازدواج دخترک پر شروشوری که جسمی بیمار و آسیب‌پذیر داشت آن هم با هنرمند نابغه‌ی مکزیکی که 2 برابر سن او و 3 برابر وزن او را داشت،بدبین بودند. دیه‌گو به ...
مشاهده تمام رمان های ژان ماری گوستاو لوکلزیو
مجموعه‌ها