۱۶ رمان
جویس کرول اوتس، نویسنده آمریکایی است و نامش با آثاری شناخته میشود که به خشونت، جنسیت، خانواده، آمریکا و روان انسان نزدیکاند. زندگی و کار او نشان میدهد ادبیات چطور میتواند از تجربهای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد.
مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیتها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آنها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخابهایی روبهرو میشوند که به متن عمق میدهد.
از آثار یا زمینههای شناختهشده ...
وقتی دختر کوچکی بودم و مادرم مرا نمیخواست
حالا همهشون مردهن. همهشونو دوست داشتم، ولی... من تنها کسیام که باقی موندهم. گاهی اوقات فکر میکنم: روح آدم عینا کبریتیه که آتیش گرفته! یه مدت شعله میکشه و بعدش... و بعدش دیگه همین. حالا دیگه خیلی گذشته، ولی من هنوز یادمه یه گوشه قایم شده بودم که گریه کنم. موقعی که دختر کوچیکی بودم و مادرم منو نمیخواست.
چشمان همیشه هشیار
سالها بعد، از آن به گذر یاد میکنم. شاید همان کاری بود که مادرم هم میکرد، گذر. از سرزمینی آشنا به سرزمینی ناآشنا. گذر از جایی که مردم تو را آنجا میشناسند، به جایی که مردم گمان میکنند تو را آنجا میشناسند.
عشق تابستانی
کاتیا اسپیواک دختری نوجوان با مارکس کیدر نویسنده و تصویرگر کتاب که از او بسیار مسنتر است آشنا میشود. وضعیت کیدر با زندگی کسالتبار و کارگری او تفاوت بسیار دارد، یا میتوان گفت هیجانانگیزتر است. اما خانه مجلل و سرشار از موسیقی زنده و هدایای گران قیمت او، همگی باطنی شوم را پنهان میکنند. همهچیز رفته رفته و به شکلی ...
خوب شد شناختمت و داستانهای دیگر
هرچند که میدانست، یا باید میدانست که ساعات طولانی تنهایی نه تنها به تمرکز او کمکی نخواهد کرد، بلکه تنها او را برای دقایقی طولانی و بیپایان سر جای خود مینشاند تا با حالتی مسحور و شیفته به درختان بیرون پنجره اتاق مطالعهاش خیره بماند... و همینطور که تاریکی همه جا را فرا میگیرد، انعکاس شبحگونه خود او در قاب ...
جایزه بگیر
نمیدانم روح وجود دارد یا نه. به درون خودم نگاه میکنم، مثل نگاه کردن به درون چاهی قدیمی که هر لحظه امکان ریزش دارد. ممکن است تعادلت را از دست بدهی و بیفتی و هیچ آبی هم در چاه وجود نداشته باشد که نجاتت دهد.
آهای؟ آهای؟ کسی اونجاست؟