رمان ایرانی

بوفاری 4

در شانه برآمده گلوگاه ورودی، تابلویی بود که عبدالصمد با خط بد نوشته بود: ((بوفاری 4 ـ اداره‌ی تشخیص و بهره‌برداری از منطقه جنوب ـ مناطق حاره)).

9789643375829
۱۳۸۹
۲۰۰ صفحه
۴۰۶ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده مصطفی جمشیدی
۱۰ رمان مصطفی جمشیدی نویسنده ایرانی است و آثارش در فضای داستان فارسی معاصر خوانده می‌شوند. درباره زندگی شخصی او داده‌های عمومی قابل اتکا محدود است؛ به همین دلیل تاریخ و محل تولد بدون سند افزوده نشده است. جمشیدی در فضای روایی‌ای قرار دارد که به تجربه اجتماعی، حافظه و زبان فارسی امروز توجه نشان می‌دهد. در چنین آثاری، قصه می‌تواند از موقعیت‌های آشنا شروع شود و به لایه‌های اخلاقی یا عاطفی عمیق‌تر برسد. نویسندگان معاصر فارسی با همین تفاوت صداها شناخته می‌شوند؛ هرکدام بخشی از ...
دیگر رمان‌های مصطفی جمشیدی
وقت نیایش ماهی‌ها
وقت نیایش ماهی‌ها پادشاهی بود در ایالت‌های هندوستان، با لشکر فراوان و مملکت وسیع. و مهابت عظیم از او در نفوس رعیت قرار گرفته بود و پیوسته بر دشمنان ظفر می‌یافت؛ و با این حال حرص عظیم داشت در شهوت‌های دنیا و از متابعت هواهای نفسانی لحظه‌ای فرو نمی‌گذاشت. و او در ابتدای جوانی به سلطنت رسیده بود و صاحب رای اصیل و ...
سراب و سمرقند
سراب و سمرقند مثل خواب‌گردها به ماهان خیره شدم قطعاتی از ماه ماهان نالید ((بله فکر می‌کنی رنج این همه راه را به جان خریده بودم که خرمهره بخرم وسط جهنم دره‌ی خدا))...
طف نامه
طف نامه کتاب طف‌نامه از پیاده‌روی اربعین آغاز می‌شود و به روایت‌هایی از سال‌های دفاع مقدس و واقعه‌‌ی عاشورا ، به‌ویژه داستان حبیب ابن مظاهر، از زبان شخصیتی به نام زید، عجین می‌شود. رویکرد مدرن در پرداخت داستان کربلا و توصیفات تازه در روایت، از ویژگی‌های اثر مصطفی جمشیدی است.
بیداری
بیداری مصطفی جمشیدی متولد 1340 و نویسنده رمان‌های مختلفی چون سونات عدن، معبر به آخرالزمان، بوفاری 4 و ... استو اهمیت به زبان و فرم و جایگاه روایت و مبنای تکنیکی در آثار او مشهود است. در بیداری او به گذشته‌های نه چندان دوری پرداخته که محتوای آن بازخوانی ویژه‌ای است پیرامون انقلاب اسلامی و دردمندی‌های مربوط به آن...
شب رنج موسی
شب رنج موسی سلیم گفت: شب‌های طرابلس همین‌جوری وحشت دارد تو را خدا تو یکی ما را نترسان. تا آخر شیفت من می‌لرزم توی اتاق پانسمان. تا زود است برود بالاها. در یک اقلیم دیگر... من خودم بارها خواب دیده‌ام تاجری هستم در محله چهل دزد بغداد. می‌دانی که پدربزرگم بارها به عراق رفته بود. توتون تجارت می‌کرد. بدبخت نمی‌دانست یک روزی نوه‌اش می‌شود عمله ظلم...
مشاهده تمام رمان های مصطفی جمشیدی
مجموعه‌ها