رمان ایرانی

دختری در جزیره مارها

سوگلی نگاهی به وحید کرد و لبخندی زد. احساس می‌کرد او را دوست دارد، اما مایل نبود با او ازدواج کند. چرا که حوصله خانه‌داری نداشت. اگر ازدواج می‌کرد می‌بایست مثل مادرش وظایف خانه‌داری و بچه‌داری را انجام دهد و دیگر از شیطنت‌های دخترانه خبری نبود.

طاعتی
9789646346079
۱۳۸۹
۳۸۲ صفحه
۹۱۹ مشاهده
۰ نقل قول