داستان مردی که با بیماری سرطان دست و پنجه نرم میکند. او که شش ماه را در زندان گذرانده بعد از آزاد شدن همواره بیکار بوده است و تنها زندگی میکند. تمام عشق و علاقه او یادداشتهای اوست، چرا که تمام شب و روز زندانش را با همین کلمات سر کرده است.
۸ رمان
منیرالدین بیروتی داستاننویس ایرانی است؛ از نویسندگان داستان معاصر است و در رمان و داستان کوتاه حضوری شناختهشده دارد.
درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیقتر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند.
آثار او اغلب به رابطه انسان با اجتماع، خاطره، مهاجرت و وضعیتهای ناپایدار زندگی توجه میکنند.
بیروتی در روایت به فضا و لایههای روانی شخصیت اهمیت میدهد؛ متنهایش فقط گزارش اتفاق نیستند.
حضور او بخشی از تنوع داستاننویسی ...
آرام در سایه
این داستانها بیشتر حال و هوای امروزی دارد. به جز یکی دوتایی که به دلایلی نشرشان تا همین حالا طول کشید. بیشتر همین فضای شهر و شلوغی همین پایتخت پر دود که نویسنده گویی خطر این تجربه را به جان خریده تا لابد از آن فضاهای مالوف و معهود بیرون بیاید و چیزی نو را تجربه کند. قصههایی از آدمهای ...
دارند در میزنند (مجموعه داستات)
شب که رفته بود خانه، پری را ندیده بود.چراغها روشن بودند و در اتاقها باز. دیوانه شده بود و زود زنگ زده بود خانه مادریاش. زن باباش گفته بود که از صبح که یک بار زنگ زده و با پری حرف زده بود دیگر خبری ازش ندارد. تلفن را قطع کرده بود و زنگ زده بود به عادل. (تو خبر ...
هفت دخمهی یادگار
تا حالا شده یکدفعه یک ابر زنبور دور و بر مغزت طواف بکنند؟ و آهستهتر از قبل گفت: شاید هم دور و بر قلبات. میدانی این زنبورها چپاند؟ تجربهاش را داری؟ ارواح مثل زنبورها میآیند دور آدم چرخ میزنند، آدم آنوقت نه میترسد نه نمیترسد… دل آدم میگیرد، میدانی آدم که فقط این رگ و پوست و گوشت و خون ...