رمان ایرانی

مردان قلعه یوسف

یوسف مغرورانه بادی به غبغب انداخت و برخاست و بیرون رفت و به آسمان نگاه کرد. همان‌طور که می‌خندید، آرام گفت: ای آسمان آبی و شما ای ستاره‌های شب‌های تنهایی و مونس و غمخوار من، امروز روز بزرگیه که یاران من با افتخار و حسرت با نقشه و سیاست من از برهوت گذشتن و تو ای آسمان این لحظه رو در تاریخ نگاهت به زمین برهوت ثبت کن و این حق رو به تو می‌دم که به من افتخار کنی. یوسف به خود آمد، آهی کشید و گفت...

البرز
9789644425967
۱۳۸۸
۶۷۲ صفحه
۴۱۴ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده ابوالقاسم پزشکی
۸ رمان ابوالقاسم پزشکی نویسنده ایرانی است؛ نام او در میان آثار فارسی‌زبان دیده می‌شود و با فضای نشر و داستان ایرانی پیوند دارد. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند. در چنین آثاری، روایت معمولا بر تجربه‌های قابل لمس، زبان ساده و رابطه مستقیم با خواننده تکیه می‌کند. پزشکی را باید در کنار نویسندگانی دید که بی‌حاشیه‌تر کار می‌کنند و حضورشان بیشتر در متن ...
دیگر رمان‌های ابوالقاسم پزشکی
تلخ و عیش
تلخ و عیش زمانی عفت را می‌دید که با لباس شیطانی و خنده‌های وحشت‌انگیز و با چشمان از حدقه درآمده‌اش با نیرویی جادویی که در او می‌دید وی را به صورت سگ جلوه می‌داد و در شب بعد به شکل حیوانی مجسم می‌شد و در تمام خواب‌هایش شکری به نحوی حضور داشت و از صحنه زجرش لذت می‌برد و یا با دیگران در ...
مجازات برای گناه دیگران
مجازات برای گناه دیگران بعد از مرگ پدر خانواده، غلامرضا تمام سعی خود را می‌کند که کمبودی در خانواده حس نشود، ولی برادرش ناخواسته مجبور می‌شود نظرات او را زیرپا بگذارد، زیرا ...
رباخواران
رباخواران
پری خانه پدربزرگ
پری خانه پدربزرگ
رویای خوش با تو بودن
رویای خوش با تو بودن
مشاهده تمام رمان های ابوالقاسم پزشکی
مجموعه‌ها