رمان ایرانی

چکاوک
9789646043886
۱۳۸۶
۶۰۸ صفحه
۴۴۱۳ مشاهده
۰ نقل قول
فهیمه رحیمی
صفحه نویسنده فهیمه رحیمی
۲۹ رمان فهیمه رحیمی، رمان‌نویس ایرانی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در تهران به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با نوشتن رمان‌های عامه‌پسند و پرمخاطب پس از انقلاب شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «بازگشت به خوشبختی»، «پنجره»، «ماندانا» و رمان‌های ...
دیگر رمان‌های فهیمه رحیمی
برجی در مه
برجی در مه آیدا که از صدای پدر سر از در هال بیرون آورده بود و به پدر می‌نگریست با دیدن پاکت در دست او، خوشحال به حیاط دوید و او هم با بانگی بلند فریاد کشید: بالاخره رسید. پدر به چهره شاد دخترش نگریست و از سر افسوس سر تکان داد و با انداختن آن به روی زمین از خانه خارج شد. با ...
پنجره
پنجره با صدای آرام مادر، که طنین سال‌های خستگی است، نام خود را می‌شنوم. از پله به زیر می‌آیم و چشمم بر توده اثاث پیچیده ثابت می‌ماند. اثاث در کارتن‌های جداگانه برای حمل آماده هستند. صدا در اتاقی خالی می‌پیچد، همه چیز برای رفتن و نقل مکان آماده است. تا دقایقی دیگر باید از این خانه برویم. خانه‌ای که خاطرات کودکی‌ام ...
تاوان عشق
تاوان عشق برای شروع داستان بهتر است از دوران کودکی‌ خود بگویم. اسم دوران دوشیزگی من «کاترینا گریگوریان» است. پدرم ایرانی و مادرم مکزیکی بودند. پدرم کارشناس چاه نفت بود و برای یک شرکت خارجی کار می‌کردم. مادرم زنی زیبا و دلفریب بود. آن‌ها با عشق ازدواج کرده و من تنها ثمره آن هستم. تا هفت سالگی زندگی راحتی را سپری کردم ...
همیشه با تو
همیشه با تو با تو بوده‌ام همیشه و در همه جا با تو نفس کشیده‌ام، با چشمان تو دیده‌ام مرا از تو گریزی نیست چنان که جسم را از روح و زمین را از آسمان و درخت را از آفتاب تو دلیل حیات من بوده و هستی و چنان با این دلیل زیسته‌ام که باور کرده‌ام علت بودن من، تو هستی پاسخ من به پایان و آغاز زندگی این است: «همیشه با تو»
مشاهده تمام رمان های فهیمه رحیمی
مجموعه‌ها