۱۲ رمان
فریده رهنما، نویسنده ایرانی است و نامش با آثاری پیوند خورده که به عشق، خانواده، رابطه و داستانخوانی فارسی نزدیکاند. این معرفی قرار نیست فهرستوار باشد؛ مهمتر این است که بفهمیم خواننده چرا به سمت کتابهای او میرود.
در کار او، روایت معمولاً از یک نیاز روشن شروع میشود: گفتن قصه، ساختن جهان، ثبت تجربه، یا نزدیک شدن به مسئلهای انسانی. همین نقطه شروع باعث میشود متن فقط اطلاعات ندهد و حالوهوایی مستقل پیدا کند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده او میتوان ...
طرلان
شش سال بود که داشت زجر میکشید، خودش را شکنجه میکرد. هر شب مشت محکمی به روی خواستههای دلش که فریاد زنان خورشید را از او طلب میکرد میکوفت و صدایش در نمیآمد. برای اینکه نمیخواست شاهد بر هم شکستن باورها و غروب خورشیدش باشد و اکنون با ناباوری داور را میدید که از گرد راه نرسیده میخواهد رازی را ...
سهم من از زلال باران
این یک اتفاق بود، اتفاقی ناخواسته که دیگر نمیشد جلویش را گرفت نه برخورد لحظهای و نه گذری. میخواست ماندنی شود.
عشق نقطه تسلیم است نقطه ای که دستهایت را بالا میبری و در مقابل طپشهای تند قلبت تسلیم میشوی.
آیا من به این نقطه رسیده بودم...؟
مرا دوباره بخوان
احساس بی حسی و بی وزنی وجودم را فراگرفت. نه قلبم با تپشهای تند صدایش میزد و نه شور و شوقی از خود نشان میداد .
درخت نیمه عریان آرزوهایم آخرین تکان را به خود داد تا چند برگ زرد و خشک باقی مانده بر روی شاخههایش نیز فرو ریزند و در بیداد زمان لگدمال شوند.
فردا چکاوکی میخواند
هر دو از دیدن هم یکه خوردند و هر دو حرکت قلبشان را که درون سینه به تلاطم افتاد، حس کردند.
آرزوی قلبیشان در لحظهای برآورده میشد که انتظارش را نداشتند زبان نگاه گویا بود و زبان بیان قاصر.
با وجود این که هنوز خودشان به باور احساسشان به هم نرسیده بودند، قلبشان همراه با رگ و پی وجودشان، آن را باور ...
1 بار دیگر با احساس
«حتی اگر زبان عشق را به دو نیم کنی، تا لال شود، نگاه گویاتر و رساتر از آن، با فریادهایش، ماهیت آن را آشکار خواهد ساخت.»
«اشکهایم به روی لبانم نشست و به همراه آن خندید.»
«پس هنوز دوستم دارد و نتوانسته پا به روی احساس خود بگذارد و مهرم را از دل بیرون کند.»