رمان خارجی

گوسفندان سیاه

(Black sheep)

محمد چنگیز
9789649987255
۱۳۸۶
۱۲۰ صفحه
۲۰۵۰ مشاهده
۰ نقل قول
هاینریش بل
صفحه نویسنده هاینریش بل
۵۵ رمان هاینریش بل، نویسنده آلمانی و برنده نوبل ادبیات، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در کلن آلمان به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با تجربه جنگ جهانی دوم، روزنامه‌نگاری و نقد جامعه پس از جنگ شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه ...
دیگر رمان‌های هاینریش بل
آدم کجا بودی
آدم کجا بودی اما آیا می‌توان گفت یک مرد تمامی یک ملت است؟ آیا همه‌ی آلمانی‌ها هیتلر بودند؟ چه کسی می‌دانست بر سر جلادانش چه آمده و چه سرنوشتی در انتظار آن‌هاست؟ ملت فریب خورده‌، خسته و نا امید کشان کشان و با ضرب و زور به دنبال سردمداران خود روان است؛ کسانی که اکنون پشیمانند، ولی جرات ابراز پشیمانی ندارند: خسته‌اند، اما ...
یک ساعت انتظار
یک ساعت انتظار کتاب «یک ساعت انتظار» اثر هاینریش بل، نمایشنامه‌ای رادیویی و درعین‌حال قطعه‌ای ادبی و تأمل‌برانگیز است که نخستین‌بار در سال ۱۹۵۷ از شبکه‌ی Südwestfunk آلمان پخش شد. این اثر که در مرز میان نمایشنامه‌ی رادیویی، داستان کوتاه و مونولوگ دراماتیک حرکت می‌کند، یکی از نمونه‌های شاخص مینیمالیسم انسانی بل است؛ جایی که لحظه‌ای کوتاه از توقف، به دریچه‌ای به ژرف‌ترین ...
طعم نان
طعم نان مرد شتاب‌زده گوشه‌ای از نان را کند. چانه‌اش می‌لرزید. احساس کرد چگونه عضلات دهان و فکش بالا و پایین می‌پرد. سپس دندان‌هایش را در تکه ناهموار و نرم بریده شده نان فرو برد و مشغول خوردن شد. او نان می‌خورد، گو این‌که بیات بود و از هفته پیش مانده بود. تکه نانی خشک بود. برچسب سرخ رنگ شرکت نان‌پزی. ...
جامعه‌شناسی پالتو ماهوتی
جامعه‌شناسی پالتو ماهوتی هاینریش بل یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان معاصر آلمانی است که در سال 1972 برنده جایزه نوبل ادبیات شد. او نویسنده‌ای است عمیقا اجتماعی و انسان مدار که در جای جای آثارش حساسیت‌های اجتماعی خود را در قالب رمان، داستان کوتاه و بلند، نمایشنامه رادیویی و جستارهای کوتاه و بلند به جامه کلمات می‌پوشاند. بل، ساده‌نویس است و نکته‌سنج و در ...
قطار به ‌موقع رسید
قطار به ‌موقع رسید اولینا با صدایی آهسته شروع به صحبت می‌کند: لازم نیست بگویم که... اگر نمردی هرگز نباید این راز را به کسی بگویی. خودم می‌دانم. من مجبور شده‌ام به خدا و همه‌ی مقدسین و لهستان، وطن خودمان قسم بخورم که از این بابت به هیچ کس نگویم، ولی وقتی آن را با تو در میان می‌گذارم درست مثل این است که ...
مشاهده تمام رمان های هاینریش بل
مجموعه‌ها