۷۶ رمان
آنتوان چخوف پزشک، داستاننویس و نمایشنامهنویس روس بود و از ستونهای اصلی داستان کوتاه و تئاتر مدرن به شمار میآید. او در تاگانروگ به دنیا آمد و همزمان با کار پزشکی، نوشتن را به شکل جدی دنبال کرد.
چخوف جهان ادبی خود را از اتفاقهای کوچک، آدمهای معمولی و لحظههای ظاهراً بیاهمیت ساخت. در آثار او زندگی اغلب با صدای بلند منفجر نمیشود؛ آرام، تدریجی و گاهی بیرحمانه فرسوده میشود.
داستانهای کوتاه او و نمایشنامههایی مانند «باغ آلبالو»، «سه خواهر»، «دایی وانیا» ...
قتل (مجموعه داستانهای کوتاه شاهکار 15)
در حوزه ادبیات داستانی، داستان کوتاه جذابیتی خاص دارد. در این عرصه، نویسنده با بهرهگیری از نبوغ ادبی خود و همینطور با استفاده از صناعات و تمهیدات ادبی آن هم در صفحاتی اندک، که خاص داستان کوتاه است؛ داستانی را در قالب یک رمان بلند؛ با شخصیتهایی محدود به نگارش درمیآورد. داستانی که مضمونی اجتماعی یا سیاسی داشته و جنبهای ...
دشت
در حین خوردن غذا مکالمهای بین آنها صورت گرفت که ایگوروشکا متوجه شد که همنشینان جدیدش، برخلاف تضادی که در سن و شخصیتشان دارند، همگی در یک چیز مشترکند، که آنها را شبیه هم میکرد؛ «همه آنها گذشته زیبا و حالی بسیار بد داشتند. همه آنها با شور و حرارت از گذشتهشان میگفتند، اما اندیشیدن به زمان حال، خلقشان را ...
به سلامتی خانمها (100 داستان و طنز کوتاه)
راستش رو بخواهید، کار معینی ندارم.
البته ما سابقا کار داشتیم... ما مردم رو فریب میدادیم... اونا رو از راه راست به راه کج میکشوندیم... ولی الان این کار هم آنتری ـ نو ـ سوادی، دیگه به درد هیچکس نمیخوره. راه راستی دیگه نمونده که کسی بخواد منحرف بشه... تازه مردم از ما هم زرنگتر شدن... شما خودتون قضاوت کنین، مگه ...
دایی وانیا (صحنههایی از زندگی روستایی)
مدت بیست و پنج سال جایی را اشغال کرده که شایستهاش نبوده. خب، حالا رفتنش را نگاه کن: خودش را یک نیمچه خدا فرض نمیکند؟…
آنتون چخوف (1904 – 1860) یکی از بزرگترین داستان کوتاهنویسان دنیاست که عمده آثارش در ایران منتشر شده است. او نمایشنامههایی هم دارد که آمیزهای از تراژدی و کمدی است و در ایران چند بار ترجمه ...
روزمرگیهای 1 نویسنده
پدرش پول بسیار کمی برای کتاب در اختیارش میگذاشت، که به سختی به ده پند میرسید. در حقیقیت در کنار کار خوبش دارایی زیادی نداشت و مرد ثروتمندی نبود. او هرشب در کلوب کارت بازی و غمار میکرد. و همیشه میباخت!...